wren

[ایالات متحده]/ren/
[بریتانیا]/rɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پرنده آوازخوان کوچک و فعال، که معمولاً دم خود را بالا می‌گیرد و معمولاً در باغ‌ها و جنگل‌ها دیده می‌شود

جملات نمونه

small American wren inhabiting wet sedgy meadows.

چلچله آمریکایی کوچک که در مراتع مرطوب و علفی زندگی می کند.

The wren is a small bird with a melodious song.

فنچ یک پرنده کوچک با نوایی دلنشین است.

I spotted a wren building a nest in the bushes.

من یک فنچ را دیدم که در حال ساختن لانه‌ای در بوته‌هاست.

The wren's nest was hidden among the dense foliage.

لانه فنچ در میان پوشش گیاهی متراکم پنهان شده بود.

During the hike, we heard the cheerful chirping of a wren.

در طول پیاده‌روی، صدای شادمانه فنچ را شنیدیم.

The wren's feathers were beautifully patterned in shades of brown and white.

پرهای فنچ به زیبایی با سایه‌های قهوه ای و سفید الگو شده بودند.

A wren's diet consists mainly of insects and spiders.

رژیم غذایی فنچ عمدتاً از حشرات و عنکبوتان تشکیل شده است.

The wren is known for its agility and quick movements.

فنچ به دلیل چابکی و حرکات سریعش شناخته شده است.

In folklore, the wren symbolizes cleverness and resourcefulness.

در فولکلور، فنچ نماد هوش و زیرکی است.

The wren's nest was carefully woven from twigs and grass.

لانه فنچ با دقت از شاخه ها و علف ها بافته شده بود.

We were delighted to see a wren perched on the fence in our garden.

ما از دیدن فنچی که روی حصار باغ ما نشسته بود، خوشحال شدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید