wurst

[ایالات متحده]/wɜːst/
[بریتانیا]/wɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوسیس، به ویژه از منشاء آلمانی؛ سوسیس

عبارات و ترکیب‌ها

german wurst

سوسیس آلمانی

bratwurst sausage

سوسیس براتورست

wurst platter

سینی سوسیس

wurst festival

جشنواره سوسیس

vegan wurst

سوسیس وگان

wurst cart

چرخ سوسیس

smoked wurst

سوسیس دودی

wurst sandwich

ساندویچ سوسیس

wurst soup

سوپ سوسیس

wurst roll

نان سوسیس

جملات نمونه

i love to eat bratwurst at the summer festival.

من عاشق خوردن براتورست در جشنواره تابستانی هستم.

she prefers her wurst with mustard and sauerkraut.

او ترجیح می دهد ورست خود را با خردل و شاوارملا بخورد.

they served a variety of wurst at the barbecue.

در باربکیو انواع مختلف ورست سرو شد.

wurst is a popular dish in german cuisine.

ورست یک غذای محبوب در آشپزی آلمانی است.

he grilled some delicious wurst for the party.

او برای مهمانی چند ورست خوشمزه گریل کرد.

we paired the wurst with fresh bread and pickles.

ما ورست را با نان تازه و ترشی همراه کردیم.

at the market, i bought a spicy wurst for lunch.

در بازار، من یک ورست تند برای ناهار خریدم.

wurst can be made from various types of meat.

ورست را می توان از انواع گوشت تهیه کرد.

they have a special recipe for homemade wurst.

آنها دستورالعمل خاصی برای ورست خانگی دارند.

my favorite dish is a plate of mixed wurst.

غذا مورد علاقه من یک بشقاب ورست مخلوط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید