take x-rays
عکسبرداری با اشعه ایکس
x-ray image
تصویر اشعه ایکس
get x-rays
عکسبرداری با اشعه ایکس
x-rayed bone
استخوان اشعه ایکس گرفته شده
see x-rays
عکسهای اشعه ایکس را ببینم
x-ray technician
تکنسین رادیولوژی
need x-rays
نیاز به عکسبرداری با اشعه ایکس دارم
x-ray report
گزارش رادیولوژی
take an x-ray
عکسبرداری با اشعه ایکس بگیر
x-rays showed
عکسهای اشعه ایکس نشان دادند
the doctor ordered an x-ray of my arm after the injury.
پزشک بعد از آسیب، دستور انجام عکسبرداری از بازوی من را داد.
we need to schedule an x-ray to rule out a fracture.
ما باید برای رد شکستگی، برنامه ریزی برای انجام عکسبرداری از اشعه ایکس را انجام دهیم.
the security team used x-rays to screen the luggage.
تیم امنیتی از اشعه ایکس برای بررسی بار استفاده کرد.
dental x-rays reveal cavities and other problems.
عکسبرداری دندان با اشعه ایکس، حفره ها و مشکلات دیگر را نشان می دهد.
the technician prepared the x-ray machine for the patient.
تکنسین دستگاه اشعه ایکس را برای بیمار آماده کرد.
full-body x-rays are sometimes used in medical investigations.
گاهی اوقات از عکسبرداری کامل بدن با اشعه ایکس در تحقیقات پزشکی استفاده می شود.
they took x-rays of his chest to check his lungs.
آنها عکسبرداری از قفسه سینه او انجام دادند تا وضعیت ریه هایش را بررسی کنند.
the airport uses x-ray scanners to detect prohibited items.
فرودگاه از اسکنرهای اشعه ایکس برای شناسایی اقلام ممنوعه استفاده می کند.
the radiologist analyzed the x-rays for any abnormalities.
متخصص رادیولوژی عکسبرداری ها را برای هر گونه ناهنجاری تجزیه و تحلیل کرد.
repeated x-ray exposure can be harmful, so precautions are necessary.
قرار گرفتن مکرر در معرض اشعه ایکس می تواند مضر باشد، بنابراین اقدامات احتیاطی لازم است.
we received the x-ray results within a few hours.
ما نتایج عکسبرداری با اشعه ایکس را ظرف چند ساعت دریافت کردیم.
take x-rays
عکسبرداری با اشعه ایکس
x-ray image
تصویر اشعه ایکس
get x-rays
عکسبرداری با اشعه ایکس
x-rayed bone
استخوان اشعه ایکس گرفته شده
see x-rays
عکسهای اشعه ایکس را ببینم
x-ray technician
تکنسین رادیولوژی
need x-rays
نیاز به عکسبرداری با اشعه ایکس دارم
x-ray report
گزارش رادیولوژی
take an x-ray
عکسبرداری با اشعه ایکس بگیر
x-rays showed
عکسهای اشعه ایکس نشان دادند
the doctor ordered an x-ray of my arm after the injury.
پزشک بعد از آسیب، دستور انجام عکسبرداری از بازوی من را داد.
we need to schedule an x-ray to rule out a fracture.
ما باید برای رد شکستگی، برنامه ریزی برای انجام عکسبرداری از اشعه ایکس را انجام دهیم.
the security team used x-rays to screen the luggage.
تیم امنیتی از اشعه ایکس برای بررسی بار استفاده کرد.
dental x-rays reveal cavities and other problems.
عکسبرداری دندان با اشعه ایکس، حفره ها و مشکلات دیگر را نشان می دهد.
the technician prepared the x-ray machine for the patient.
تکنسین دستگاه اشعه ایکس را برای بیمار آماده کرد.
full-body x-rays are sometimes used in medical investigations.
گاهی اوقات از عکسبرداری کامل بدن با اشعه ایکس در تحقیقات پزشکی استفاده می شود.
they took x-rays of his chest to check his lungs.
آنها عکسبرداری از قفسه سینه او انجام دادند تا وضعیت ریه هایش را بررسی کنند.
the airport uses x-ray scanners to detect prohibited items.
فرودگاه از اسکنرهای اشعه ایکس برای شناسایی اقلام ممنوعه استفاده می کند.
the radiologist analyzed the x-rays for any abnormalities.
متخصص رادیولوژی عکسبرداری ها را برای هر گونه ناهنجاری تجزیه و تحلیل کرد.
repeated x-ray exposure can be harmful, so precautions are necessary.
قرار گرفتن مکرر در معرض اشعه ایکس می تواند مضر باشد، بنابراین اقدامات احتیاطی لازم است.
we received the x-ray results within a few hours.
ما نتایج عکسبرداری با اشعه ایکس را ظرف چند ساعت دریافت کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید