xylem

[ایالات متحده]/ˈzaɪləm/
[بریتانیا]/ˈzaɪləm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی بافت در گیاهان آوندی که آب و مواد مغذی را از ریشه‌ها به سایر قسمت‌های گیاه منتقل می‌کند؛ بخشی از گیاه که شامل بافت چوبی است

عبارات و ترکیب‌ها

xylem tissue

بافت زylem

xylem vessels

زیله‌ها

xylem sap

مادة زylem

xylem growth

رشد زylem

xylem function

عملکرد زylem

xylem cells

سلول‌های زylem

xylem transport

حمل و نقل زylem

xylem development

توسعه زylem

xylem anatomy

آناتومی زylem

xylem structure

ساختار زylem

جملات نمونه

the xylem transports water from the roots to the leaves.

ژیلِم آب را از ریشه به برگ‌ها منتقل می‌کند.

xylem cells are essential for plant growth.

سلول‌های ژیلِم برای رشد گیاهان ضروری هستند.

during photosynthesis, xylem plays a crucial role.

در طول فتوسنتز، ژیلِم نقش مهمی ایفا می‌کند.

scientists study xylem to understand plant health.

دانشمندان ژیلِم را برای درک سلامت گیاهان مطالعه می‌کنند.

the structure of xylem varies among different species.

ساختار ژیلِم در گونه‌های مختلف متفاوت است.

xylem tissue is vital for nutrient transport.

بافت ژیلِم برای حمل و نقل مواد مغذی حیاتی است.

xylem and phloem work together in plants.

ژیلِم و فلاوم با هم در گیاهان کار می‌کنند.

tree rings can reveal the growth patterns of xylem.

طوقه‌های درخت می‌توانند الگوهای رشد ژیلِم را نشان دهند.

damage to xylem can affect a plant's survival.

آسیب به ژیلِم می‌تواند بر بقای گیاهان تأثیر بگذارد.

research on xylem helps improve agricultural practices.

تحقیقات در مورد ژیلِم به بهبود شیوه‌های کشاورزی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید