yaks

[ایالات متحده]/jæks/
[بریتانیا]/jæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مداوم درباره امور بی‌اهمیت صحبت کردن؛ چت کردن
n. شکل جمع یاک؛ نوعی دام پشمالو؛ جوک‌ها یا داستان‌های طنزآمیز

عبارات و ترکیب‌ها

yaks grazing

چرای یاک‌ها

yaks herding

گردآوری یاک‌ها

yaks wool

پشم یاک

yaks milk

شیر یاک

yaks horns

شاخ‌های یاک

yaks trekking

پیاده‌روی یاک‌ها

yaks meat

گوشت یاک

yaks caravan

کاروان یاک

yaks pasture

چمنزار یاک

yaks dung

فضولات یاک

جملات نمونه

yaks are commonly found in the himalayas.

یاکس معمولاً در هیمالیا یافت می‌شوند.

farmers raise yaks for their milk and meat.

کشاورزان برای شیر و گوشت خود گاویاک پرورش می‌دهند.

yaks have thick fur to withstand cold temperatures.

گاویاک‌ها برای مقاومت در برابر دمای سرد، پوشش ضخیمی دارند.

many cultures in tibet rely on yaks for transportation.

فرهنگ‌های بسیاری در تبت برای حمل و نقل به گاویاک متکی هستند.

yaks are known for their strength and endurance.

گاویاک‌ها به خاطر قدرت و استقامت خود شناخته می‌شوند.

during the festival, people decorate their yaks beautifully.

در طول جشنواره، مردم گاویاک‌های خود را به زیبایی تزئین می‌کنند.

yaks can graze on tough mountain grasses.

گاویاک‌ها می‌توانند علف‌های سخت کوهستانی را بخورند.

some people use yaks for trekking in the mountains.

برخی افراد از گاویاک‌ها برای کوه‌پیمایی در کوه‌ها استفاده می‌کنند.

yaks play an important role in the local economy.

گاویاک‌ها نقش مهمی در اقتصاد محلی ایفا می‌کنند.

yaks are often seen in traditional tibetan paintings.

گاویاک‌ها اغلب در نقاشی‌های سنتی تبت دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید