yashmaks

[ایالات متحده]/ˈjæʃ.mæks/
[بریتانیا]/ˈjæʃ.mæks/

ترجمه

n. نوعی حجاب یا حجاب دوگانه

عبارات و ترکیب‌ها

wearing yashmaks

پوشیدن یاشماق

traditional yashmaks

یاشماق‌های سنتی

black yashmaks

یاشماق‌های سیاه

colorful yashmaks

یاشماق‌های رنگارنگ

silk yashmaks

یاشماق‌های ابریشمی

fashionable yashmaks

یاشماق‌های مد روز

custom yashmaks

یاشماق‌های سفارشی

elegant yashmaks

یاشماق‌های شیک

yashmaks styles

سبک‌های یاشماق

yashmaks designs

طرح‌های یاشماق

جملات نمونه

she wore yashmaks to protect her face from the sun.

او برای محافظت از صورت خود در برابر نور خورشید، یاشماک پوشید.

yashmaks are often seen in traditional ceremonies.

یاشماک ها اغلب در آیین های سنتی دیده می شوند.

many women prefer yashmaks for cultural reasons.

بسیاری از زنان به دلایل فرهنگی ترجیح می دهند یاشماک بپوشند.

she adjusted her yashmaks before stepping outside.

او قبل از بیرون رفتن، یاشماکش را تنظیم کرد.

yashmaks can be made from various fabrics.

یاشماک ها را می توان از پارچه های مختلف تهیه کرد.

in some cultures, yashmaks symbolize modesty.

در برخی فرهنگ ها، یاشماک نماد فروتنی است.

she chose a colorful yashmaks for the festival.

او یک یاشماک رنگارنگ برای جشنواره انتخاب کرد.

yashmaks are often paired with traditional clothing.

یاشماک ها اغلب با لباس های سنتی ست می شوند.

wearing yashmaks can be a personal choice.

پوشیدن یاشماک می تواند یک انتخاب شخصی باشد.

she felt beautiful in her new yashmaks.

او در یاشماک جدیدش احساس زیبایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید