yellownesses

[ایالات متحده]/ˌjɛləˈnɛsɪz/
[بریتانیا]/ˌjɛloʊˈnɛsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت زرد بودن؛ حالت شک یا ترسویی

عبارات و ترکیب‌ها

vivid yellownesses

زردی‌های زنده

bright yellownesses

زردی‌های روشن

subtle yellownesses

زردی‌های ظریف

different yellownesses

زردی‌های متفاوت

natural yellownesses

زردی‌های طبیعی

varied yellownesses

زردی‌های متنوع

warm yellownesses

زردی‌های گرم

soft yellownesses

زردی‌های ملایم

pale yellownesses

زردی‌های کمرنگ

rich yellownesses

زردی‌های غنی

جملات نمونه

the artist captured the yellownesses of the sunset beautifully.

هنرمند به زیبایی زردها را در غروب آفتاب به تصویر کشید.

different yellownesses can evoke various emotions in viewers.

زرد‌های مختلف می‌توانند احساسات مختلفی را در بینندگان برانگیزند.

she loves to experiment with yellownesses in her paintings.

او عاشق آزمایش با زردها در نقاشی‌هایش است.

the yellownesses of the flowers brightened the entire garden.

زردهای گل‌ها کل باغ را روشن کرد.

in photography, yellownesses can create a warm atmosphere.

در عکاسی، زردها می‌توانند فضایی گرم ایجاد کنند.

he noticed the yellownesses in the leaves during autumn.

او زردی برگ‌ها را در فصل پاییز متوجه شد.

yellownesses in the painting draw the viewer's attention.

زردها در نقاشی توجه بیننده را جلب می‌کند.

artists often mix yellownesses to achieve the desired effect.

هنرمندان اغلب زردها را برای دستیابی به جلوه دلخواه ترکیب می‌کنند.

the yellownesses of the cheese made the dish more appetizing.

زردی پنیر باعث شد غذا خوشمزه‌تر شود.

yellownesses can signify happiness and cheerfulness in design.

زردها می‌توانند شادی و نشاط را در طراحی نشان دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید