bluenesses

[ایالات متحده]/bljuːnɪsiz/
[بریتانیا]/blüˈnɛsiz/

ترجمه

n. کیفیت آبی بودن؛ رنگ آبی؛ حالت غم یا اندوه

عبارات و ترکیب‌ها

shades of bluenesses

نواهای مختلف آبی

جملات نمونه

the bluenesses of the ocean are mesmerizing.

رنگ آبی اقیانوس‌ها مسحور کننده است.

she painted the room in various bluenesses.

او اتاق را با رنگ‌های آبی مختلف نقاشی کرد.

the bluenesses of the sky indicate a clear day.

رنگ آبی آسمان نشان دهنده یک روز آفتابی است.

he loves to explore the bluenesses of nature.

او عاشق کشف رنگ آبی طبیعت است.

the artist captured the bluenesses of twilight beautifully.

هنرمند به زیبایی رنگ آبی غروب را به تصویر کشید.

different bluenesses can evoke various emotions.

رنگ‌های آبی مختلف می‌توانند احساسات مختلفی را برانگیزند.

the bluenesses in her dress made her stand out.

رنگ آبی لباسش باعث شد از دیگران متمایز شود.

he often talks about the bluenesses of his childhood.

او اغلب در مورد رنگ آبی دوران کودکی خود صحبت می‌کند.

the bluenesses of the mountains were breathtaking.

رنگ آبی کوه‌ها نفس‌گیر بود.

they decorated the event with different bluenesses.

آنها رویداد را با رنگ‌های آبی مختلف تزئین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید