yielder

[ایالات متحده]/ˈjiːldə/
[بریتانیا]/ˈjiːldər/

ترجمه

n. کسی که تسلیم می‌شود یا واگذار می‌کند؛ کسی که یک محصول ارائه می‌دهد
Word Forms
جمعyielders

عبارات و ترکیب‌ها

high yielder

عملکرد بالا

low yielder

عملکرد پایین

yielder variety

نوع عملکرد

yielder crop

عملکرد محصول

yielder plant

گیاه عملکرد

yielder species

گونه عملکرد

yielder effect

اثر عملکرد

yielder trait

ویژگی عملکرد

yielder system

سیستم عملکرد

yielder model

مدل عملکرد

جملات نمونه

the yielder of the project presented innovative ideas.

نوآورانه ارائه دهنده پروژه ایده های نوآورانه ارائه داد.

she is known as a yielder of excellent results.

او به عنوان یک ارائه دهنده نتایج عالی شناخته می شود.

the yielder of the crop was unusually high this year.

عملکرد محصول امسال به طور غیرمعمولی بالا بود.

as a yielder, he always shares his knowledge with others.

به عنوان یک ارائه دهنده، او همیشه دانش خود را با دیگران به اشتراک می گذارد.

the yielder of the loan ensured all terms were clear.

ارائه دهنده وام اطمینان حاصل کرد که تمام شرایط واضح هستند.

in negotiations, being a yielder can sometimes be beneficial.

در مذاکرات، ارائه دهنده بودن گاهی اوقات می تواند مفید باشد.

the yielder of the information was very reliable.

ارائه دهنده اطلاعات بسیار قابل اعتماد بود.

he acted as a yielder during the discussion, promoting collaboration.

او در طول بحث به عنوان یک ارائه دهنده عمل کرد و همکاری را ترویج کرد.

being a yielder can help build stronger relationships.

ارائه دهنده بودن می تواند به ایجاد روابط قوی تر کمک کند.

the yielder of the proposal received positive feedback.

ارائه دهنده پیشنهاد بازخورد مثبتی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید