The media has joined the debate with disapproving noises about "yob culture," though Dr.
رسانه ها با اعتراض در مورد "فرهنگ یوب" به بحث پیوستند، اگرچه دکتر.
The rowdy yob was causing trouble at the pub.
آن یاغی در حال ایجاد مزاحمت در بار بود.
The yob vandalized the park with graffiti.
آن یاغی با نقاشی دیواری پارک را خراب کرد.
The police arrested the yob for shoplifting.
پلیس آن یاغی را به اتهام سرقت از مغازه دستگیر کرد.
The yob was shouting obscenities in the street.
آن یاغی در خیابان فحاشی میکرد.
The yob was involved in a street fight.
آن یاغی درگیر درگیری خیابانی بود.
The yob was caught on CCTV stealing from the store.
آن یاغی در حال سرقت از مغازه توسط دوربینهای مدار بسته ضبط شد.
The yob's behavior was unacceptable in a public place.
رفتار آن یاغی در یک مکان عمومی غیرقابل قبول بود.
The yob was known for causing trouble in the neighborhood.
آن یاغی به خاطر ایجاد مزاحمت در محله شناخته شده بود.
The yob was banned from the mall for disruptive behavior.
به دلیل رفتار خرابکارانه، آن یاغی از رفتن به مرکز خرید منع شد.
The yob was sentenced to community service for his crimes.
آن یاغی به دلیل جنایاتش به انجام خدمات اجتماعی محکوم شد.
Listen Callum, I'm sorry about earlier. I don't really think you are a yob. You are a gentleman.
گوش کن کالوم، متاسفم برای اتفاقی که افتاد. واقعاً فکر نمیکنم تو یک مزاحم باشی. تو یک جنتلمن هستی.
منبع: BBC Authentic EnglishNo, no, no! But do you see what I mean? You sound like a yob.
نه، نه، نه! اما میفهمی منظوری چیه؟ مثل یک مزاحم به گوش میاد.
منبع: BBC Authentic EnglishUK riots: young yobs back on streets despite David Cameron's pledge.
ناآرامیهای بریتانیا: جوانان مزاحم دوباره در خیابانها حضور دارند، با وجود قول دیوید کامرون.
منبع: BBC Authentic English'Yob' is a word that the British press used to describe the rioters.
'یاب' کلمهای است که رسانههای بریتانیا برای توصیف اغتشاشگران از آن استفاده میکردند.
منبع: BBC Authentic EnglishThe frontpage headlines were clear: " Rule of the mob" , " Yob rule" , " Flaming morons" .
تیترهای صفحه اول واضح بود: "حاکمیت جمعیت"، "حاکمیت مزاحمان"، "احمقهای آتشزا".
منبع: The Guardian (Article Version)Let's hear some real headlines from some British newspapers: UK riots: 11 councils to evict 'riot yobs'.
بیایید گوش کنیم به برخی از تیترهای واقعی از برخی روزنامههای بریتانیایی: ناآرامیهای بریتانیا: 11 شهرداری برای اخراج 'مزاحمان اغتشاشگر'.
منبع: BBC Authentic EnglishAh, I'm not sure I remember seeing this word yob on the BBC news site.
آه، مطمئن نیستم که به یاد داشته باشم این کلمه یوب را در وبسایت خبری بیبیسی دیده باشم.
منبع: BBC Authentic EnglishWell, interestingly, what we have here is an example of backslang. If you read the word yob backwards, what do you get?
خب، جالب اینجاست که این یک نمونه از زبان پسرو است. اگر کلمه یوب را به عقب بخوانید، چه چیزی به دست میآورید؟
منبع: BBC Authentic EnglishThe media has joined the debate with disapproving noises about "yob culture," though Dr.
رسانه ها با اعتراض در مورد "فرهنگ یوب" به بحث پیوستند، اگرچه دکتر.
The rowdy yob was causing trouble at the pub.
آن یاغی در حال ایجاد مزاحمت در بار بود.
The yob vandalized the park with graffiti.
آن یاغی با نقاشی دیواری پارک را خراب کرد.
The police arrested the yob for shoplifting.
پلیس آن یاغی را به اتهام سرقت از مغازه دستگیر کرد.
The yob was shouting obscenities in the street.
آن یاغی در خیابان فحاشی میکرد.
The yob was involved in a street fight.
آن یاغی درگیر درگیری خیابانی بود.
The yob was caught on CCTV stealing from the store.
آن یاغی در حال سرقت از مغازه توسط دوربینهای مدار بسته ضبط شد.
The yob's behavior was unacceptable in a public place.
رفتار آن یاغی در یک مکان عمومی غیرقابل قبول بود.
The yob was known for causing trouble in the neighborhood.
آن یاغی به خاطر ایجاد مزاحمت در محله شناخته شده بود.
The yob was banned from the mall for disruptive behavior.
به دلیل رفتار خرابکارانه، آن یاغی از رفتن به مرکز خرید منع شد.
The yob was sentenced to community service for his crimes.
آن یاغی به دلیل جنایاتش به انجام خدمات اجتماعی محکوم شد.
Listen Callum, I'm sorry about earlier. I don't really think you are a yob. You are a gentleman.
گوش کن کالوم، متاسفم برای اتفاقی که افتاد. واقعاً فکر نمیکنم تو یک مزاحم باشی. تو یک جنتلمن هستی.
منبع: BBC Authentic EnglishNo, no, no! But do you see what I mean? You sound like a yob.
نه، نه، نه! اما میفهمی منظوری چیه؟ مثل یک مزاحم به گوش میاد.
منبع: BBC Authentic EnglishUK riots: young yobs back on streets despite David Cameron's pledge.
ناآرامیهای بریتانیا: جوانان مزاحم دوباره در خیابانها حضور دارند، با وجود قول دیوید کامرون.
منبع: BBC Authentic English'Yob' is a word that the British press used to describe the rioters.
'یاب' کلمهای است که رسانههای بریتانیا برای توصیف اغتشاشگران از آن استفاده میکردند.
منبع: BBC Authentic EnglishThe frontpage headlines were clear: " Rule of the mob" , " Yob rule" , " Flaming morons" .
تیترهای صفحه اول واضح بود: "حاکمیت جمعیت"، "حاکمیت مزاحمان"، "احمقهای آتشزا".
منبع: The Guardian (Article Version)Let's hear some real headlines from some British newspapers: UK riots: 11 councils to evict 'riot yobs'.
بیایید گوش کنیم به برخی از تیترهای واقعی از برخی روزنامههای بریتانیایی: ناآرامیهای بریتانیا: 11 شهرداری برای اخراج 'مزاحمان اغتشاشگر'.
منبع: BBC Authentic EnglishAh, I'm not sure I remember seeing this word yob on the BBC news site.
آه، مطمئن نیستم که به یاد داشته باشم این کلمه یوب را در وبسایت خبری بیبیسی دیده باشم.
منبع: BBC Authentic EnglishWell, interestingly, what we have here is an example of backslang. If you read the word yob backwards, what do you get?
خب، جالب اینجاست که این یک نمونه از زبان پسرو است. اگر کلمه یوب را به عقب بخوانید، چه چیزی به دست میآورید؟
منبع: BBC Authentic Englishلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید