yugoslavian

[ایالات متحده]/ˌju:ɡəu'slɑ:viən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از یوگسلاوی
adj. مربوط به یا وابسته به یوگسلاوی

جملات نمونه

Yugoslavian cuisine is known for its rich flavors and diverse influences.

غذاهای یوگسلاوی به خاطر طعم‌های غنی و تأثیرات متنوع خود شناخته شده است.

She collected antique Yugoslavian pottery.

او ظروف سفالین قدیمی یوگسلاوی جمع‌آوری کرد.

The Yugoslavian team won the championship.

تیم یوگسلاوی قهرمانی را به دست آورد.

Yugoslavian history is complex and often turbulent.

تاریخ یوگسلاوی پیچیده و اغلب آشفته است.

He speaks fluent Yugoslavian.

او به زبان یوگسلاوی صحبت می‌کند.

Yugoslavian music is a blend of various traditional styles.

موسیقی یوگسلاوی ترکیبی از سبک‌های سنتی مختلف است.

The artist was inspired by Yugoslavian folk art.

هنرمند از هنر فولکلور یوگسلاوی الهام گرفت.

Yugoslavian athletes have a strong presence in international competitions.

ورزشکاران یوگسلاوی حضور قوی در مسابقات بین‌المللی دارند.

Yugoslavian literature is rich in symbolism and social commentary.

ادبیات یوگسلاوی مملو از نمادگرایی و تفسیرهای اجتماعی است.

The museum has a collection of Yugoslavian artifacts.

موزه دارای مجموعه‌ای از آثار باستانی یوگسلاوی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید