yuletide

[ایالات متحده]/'ju:ltaid,-taim/
[بریتانیا]/ˈjulˌtaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فصل کریسمس، دوره اطراف کریسمس.

نمونه‌های واقعی

Beast of Burden, fool's delight, spare me on this yuletide night.

حیوان بار، لذت احمقان، در این شب یلدایی مرا رها کنید.

منبع: Lost Girl Season 4

As for our writer Diarmuid, he is flying to France to visit his family there for a gastronomic yuletide celebration.

در مورد نویسنده ما دیارموید، او برای دیدار از خانواده‌اش در آنجا برای جشن یلدایی خوشمزه به فرانسه پرواز می‌کند.

منبع: BBC Listening Collection January 2016

And, in perfect melting-pot fashion, Irving Berlin, the son of a rabbi, wrote the definitive yuletide song, " White Christmas" .

و به روشی عالی، هرولد برلین، پسر یک کشیش، آهنگ یلدایی قطعی، " کریسمس سفید " را نوشت.

منبع: PragerU Fun Topics

As they prepared for their annual yuletide festival.

همانطور که برای جشنواره سالانه یلدایی خود آماده می شدند.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 6

In fact, you can find the word Yuletide in popular Christmas carols like " Have Yourself a Merry Little Christmas" and " The Christmas Song."

در واقع، می توانید کلمه یلدایی را در ترانه های کریسمس محبوب مانند " یک کریسمس کوچک و شاد داشته باشید " و " ترانه کریسمس " پیدا کنید.

منبع: Encyclopedia of World History

Yuletide has been celebrated for centuries by the ancient Germanic people, including the Vikings, and similar festivals were also celebrated by the Celts.

یلدایی برای قرن ها توسط مردم باستانی آلمانی، از جمله وایکینگ ها، جشن گرفته شده و جشنواره های مشابه نیز توسط مردم سلت جشن گرفته شده است.

منبع: Encyclopedia of World History

During the yuletide festival in late December, kids would leave food like carrots and hay outside for sleep near to eat hoping he would leave them gifts in return.

در طول جشنواره یلدایی در اواخر دسامبر، کودکان غذاهایی مانند هویج و کاه را بیرون از خانه برای خوردن خواب نزدیک می‌گذاشتند و امیدوار بودند که او در عوض به آنها هدیه بدهد.

منبع: One Hundred Thousand Whys

Yuletide cookies, Yuletide piglets, and Yuletide ale begin to resemble the Three Wise Men from the Orient and the manger in Bethlehem. But without doubt, Christianity gradually became the predominant philosophy of life.

کوکی های یلدایی، خوکچه های یلدایی و آبجو یلدایی شروع به شبیه شدن به سه حکیم از خاور نزدیک و گودال در بیت لحم می کنند. اما بدون شک، مسیحیت به تدریج به فلسفه غالب زندگی تبدیل شد.

منبع: Sophie's World (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید