yummiest

[ایالات متحده]/ˈjʌmi/
[بریتانیا]/ˈjʌmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خوشمزه; لذیذ; دلپذیر
n. چیزی خوشمزه; چیزی دلپذیر

جملات نمونه

I scooped up this yummy young man.

من این جوان خوشمزه را برداشتم.

Making some big pretzels, yummy!

در حال درست کردن بعضی شیرینی‌های بزرگ، خوشمزه!

The cake looks yummy.

کیک خوشمزه به نظر می‌رسد.

I love yummy desserts.

من عاشق دسرهای خوشمزه هستم.

She cooked a yummy dinner.

او شام خوشمزه درست کرد.

Yummy food always makes me happy.

غذاهای خوشمزه همیشه من را خوشحال می‌کنند.

The pizza tasted so yummy.

پیتزا خیلی خوشمزه بود.

Yummy snacks are perfect for movie nights.

میان وعده‌های خوشمزه برای شب‌های تماشای فیلم عالی هستند.

Ice cream is a yummy treat on a hot day.

آب‌نبات یخی یک خوراکی خوشمزه در یک روز گرم است.

Freshly baked bread smells so yummy.

بوی نان تازه پخته شده خیلی خوشمزه است.

Yummy fruits are a healthy snack option.

میوه‌های خوشمزه یک گزینه میان وعده سالم هستند.

A cup of hot cocoa is so yummy in winter.

یک فنجان کاکائو داغ در زمستان خیلی خوشمزه است.

نمونه‌های واقعی

Let's eat our snack, our yummy yummy snack.

بیایید میان وعده خود را بخوریم، میان وعده خوشمزه ما.

منبع: Classic children's song animation Super Simple Songs

I'll eat my snack, my yummy yummy snack.

من میان وعده خود را می‌خورم، میان وعده خوشمزه من.

منبع: Classic children's song animation Super Simple Songs

Yummy, yummy. - No more cake for Steve.

خوشمزه، خوشمزه. - دیگر کیک برای استیو نیست.

منبع: Wow English

Yummy yummy. - Oh, look, boys and girls.

خوشمزه خوشمزه. - اوه، نگاه کنید، پسرها و دخترها.

منبع: Wow English

They can start off yummy, and become grainy.

آنها می‌توانند خوشمزه شروع شوند و دانه‌دار شوند.

منبع: Scishow Selected Series

Now eat your snack, your yummy yummy snack.

حالا میان وعده خود را بخورید، میان وعده خوشمزه شما.

منبع: Classic children's song animation Super Simple Songs

Eat our snack , yummy yummy yum.

میان وعده ما را بخورید، خوشمزه خوشمزه.

منبع: Classic children's song animation Super Simple Songs

Just like your mommy used to make. Oh... yummy, yummy!

دقیقاً مثل آنچه مادر شما درست می‌کرد. اوه... خوشمزه، خوشمزه!

منبع: The Big Bang Theory Season 5

I smelled something yummy in the kitchen.

من بوی چیزی خوشمزه در آشپزخانه شنیدم.

منبع: American Horror Story: Season 2

I have heard 'yummier' and 'yummiest', but 'scrummier' and 'scrummiest' seems to be more common!

من شنیده‌ام 'لذیذتر' و 'لذیذترین'، اما 'خوشمزه‌تر' و 'خوشمزه‌ترین' به نظر رایج‌تر می‌رسد!

منبع: BBC Listening Collection November 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید