| جمع | zeos |
zeo forward
زئو جلو
zeoing fast
زئو کردن با سرعت
zeo now
زئو حالا
zeoed away
زئو شد و رفت
zeo through
زئو کردن از طریق
zeoing around
زئو کردن در اطراف
zeo back
زئو بازمیگردد
zeoed down
زئو شد و پایین آمد
zeo out
زئو خارج شد
zeoing upward
زئو کردن به سمت بالا
the thermometer reads zero degrees celsius today.
تقویم دمایی امروز صفر درجه سانتی گراد نشان می دهد.
we need to zero in on the main issue before making decisions.
قبل از تصمیم گیری باید روی مسئله اصلی متمرکز شویم.
his chances of passing the exam are virtually zero.
شانس او در پاس کردن آزمون تقریباً صفر است.
the project has zero budget allocated for marketing.
این پروژه بودجه ای برای بازاریابی اختصاص داده نشده است.
she shows zero interest in continuing her education.
او علاقه ای به ادامه تحصیل نشان نمی دهد.
the company decided to zero out all non-essential spending.
شرکت تصمیم گرفت تمامی هزینه های غیر ضروری را صفر کند.
the team achieved zero growth this quarter despite efforts.
با وجود تلاش ها، تیم در این فصل رشدی نداشت.
her zero-tolerance approach to quality control impressed clients.
رویکرد صفر تحمل او در کنترل کیفیت مشتریان را به شگفتی دچار کرد.
the countdown reached zero and the rocket successfully launched.
شمارش معکوس به صفر رسید و موشک به درستی پرتاب شد.
his bank account balance fell to zero after unexpected expenses.
پس از هزینه های غیرمنتظره، مبلغ حساب بانکی او به صفر رسید.
manufacturers must achieve zero defects in critical components.
تولید کنندگان باید در قطعات حیاتی هیچ خطا ایجاد نکنند.
the government aims for zero carbon emissions by 2050.
دولت هدف دارد تا سال 2050 انتشار کربنی صفر داشته باشد.
they have zero probability of winning against such strong opponents.
احتمال برنده شدن آنها در برابر چنین حریفان قوی ای صفر است.
the witness showed zero emotion during the entire testimony.
گواه در طول کل شهادت هیچ احساسی نشان نداد.
zeo forward
زئو جلو
zeoing fast
زئو کردن با سرعت
zeo now
زئو حالا
zeoed away
زئو شد و رفت
zeo through
زئو کردن از طریق
zeoing around
زئو کردن در اطراف
zeo back
زئو بازمیگردد
zeoed down
زئو شد و پایین آمد
zeo out
زئو خارج شد
zeoing upward
زئو کردن به سمت بالا
the thermometer reads zero degrees celsius today.
تقویم دمایی امروز صفر درجه سانتی گراد نشان می دهد.
we need to zero in on the main issue before making decisions.
قبل از تصمیم گیری باید روی مسئله اصلی متمرکز شویم.
his chances of passing the exam are virtually zero.
شانس او در پاس کردن آزمون تقریباً صفر است.
the project has zero budget allocated for marketing.
این پروژه بودجه ای برای بازاریابی اختصاص داده نشده است.
she shows zero interest in continuing her education.
او علاقه ای به ادامه تحصیل نشان نمی دهد.
the company decided to zero out all non-essential spending.
شرکت تصمیم گرفت تمامی هزینه های غیر ضروری را صفر کند.
the team achieved zero growth this quarter despite efforts.
با وجود تلاش ها، تیم در این فصل رشدی نداشت.
her zero-tolerance approach to quality control impressed clients.
رویکرد صفر تحمل او در کنترل کیفیت مشتریان را به شگفتی دچار کرد.
the countdown reached zero and the rocket successfully launched.
شمارش معکوس به صفر رسید و موشک به درستی پرتاب شد.
his bank account balance fell to zero after unexpected expenses.
پس از هزینه های غیرمنتظره، مبلغ حساب بانکی او به صفر رسید.
manufacturers must achieve zero defects in critical components.
تولید کنندگان باید در قطعات حیاتی هیچ خطا ایجاد نکنند.
the government aims for zero carbon emissions by 2050.
دولت هدف دارد تا سال 2050 انتشار کربنی صفر داشته باشد.
they have zero probability of winning against such strong opponents.
احتمال برنده شدن آنها در برابر چنین حریفان قوی ای صفر است.
the witness showed zero emotion during the entire testimony.
گواه در طول کل شهادت هیچ احساسی نشان نداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید