zeomorphi

[ایالات متحده]/zee-oh-mor-fee/
[بریتانیا]/zee-oh-mor-fee/

ترجمه

n. یک گونه ماهی دریایی عمیق، مانند ماهی چراغ‌زن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

to zeomorphi

به زئومورفی

zeomorphing away

در حال زئومورفی شدن

zeomorphied completely

کاملاً زئومورفی شده

the zeomorphies

زئومورفی‌ها

zeomorphic process

فرآیند زئومورفی

never zeomorphi

هرگز زئومورفی نمی‌شود

zeomorphing rapidly

سریع‌تر زئومورفی می‌شود

had zeomorphied

زئومورفی شده بود

zeomorphic creatures

موجودات زئومورفی

still zeomorphing

هنوز در حال زئومورفی شدن است

جملات نمونه

scientists conduct extensive zeomorphi research to understand evolutionary patterns.

دانشمندان تحقیقات گسترده‌ای در مورد زئومورفی انجام می‌دهند تا الگوهای تکاملی را درک کنند.

the zeomorphi exhibit unique adaptive characteristics in extreme environments.

زئومورفی‌ها ویژگی‌های تطبیقی منحصر به فردی در محیط‌های شدید نشان می‌دهند.

comparative zeomorphi analysis reveals fascinating genetic connections between species.

تحلیل مقایسه‌ای زئومورفی روابط ژنتیکی جالب بین گونه‌ها را آشکار می‌کند.

the mysterious zeomorphi structure challenges conventional biological classifications.

ساختار مرموز زئومورفی دسته‌بندی‌های زیست‌شناسی متعارف را به چالش می‌کشد.

field observations document complex zeomorphi behavior patterns in natural habitats.

مشاهدات میدانی الگوهای رفتاری پیچیده زئومورفی در زیستگاه‌های طبیعی را ثبت می‌کنند.

new zeomorphi discoveries frequently rewrite evolutionary history textbooks.

کشف‌های جدید زئومورفی به طور مکرر مطالب تاریخ تکامل را در کتاب‌های درسی بازنگاری می‌کنند.

the zeomorphi genome contains secrets waiting to be decoded by researchers.

ژنوم زئومورفی سرریزهایی را در بر می‌گیرد که منتظر این هستند تا توسط محققان رمزگشایی شوند.

advanced microscopy enables detailed zeomorphi cellular structure examination.

میکروسکوپی پیشرفته امکان بررسی ساختار سلولی جزئیات زئومورفی را فراهم می‌کند.

international collaboration accelerates zeomorphi classification efforts worldwide.

همکاری بین‌المللی تلاش‌های دسته‌بندی زئومورفی در سراسر جهان را تسریع می‌کند.

the rare zeomorphi species inhabits remote volcanic regions exclusively.

گونه‌های نادر زئومورفی صرفاً مناطق آتشفشانی دورافتاده را سکونت می‌گزینند.

zeomorphi developmental stages demonstrate remarkable morphological transformations.

مراحل توسعه زئومورفی تغییرات مورفولوژیکی برجسته‌ای را نشان می‌دهند.

climate change significantly impacts zeomorphi population distribution patterns.

تغییرات اقلیمی تأثیر قابل توجهی بر الگوهای توزیع جمعیت زئومورفی دارد.

the ancient zeomorphi fossil provides crucial evolutionary evidence for scientists.

fosil زئومورفی باستانی شواهد تکاملی حیاتی برای دانشمندان فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید