zingy

[ایالات متحده]/ˈzɪŋi/
[بریتانیا]/ˈzɪŋi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوق‌العاده جذاب; بسیار زیبا; شاداب; باعث لذت و هیجان

عبارات و ترکیب‌ها

zingy flavor

طعم تند و تیز

zingy sauce

سس تند و تیز

zingy drink

نوشیدنی تند و تیز

zingy dish

غذا با طعم تند و تیز

zingy snack

میان وعده تند و تیز

zingy seasoning

چاشنی تند و تیز

zingy fruit

میوه با طعم تند و تیز

zingy aroma

عطر تند و تیز

zingy salad

سالاد با طعم تند و تیز

zingy spice

ادویه تند و تیز

جملات نمونه

the zingy flavor of the sauce made the dish unforgettable.

طعم تند و خوشمزه سس باعث شد غذا فراموش نشود.

she wore a zingy dress that caught everyone's attention.

او لباسی با طرحی جذاب و چشم‌نواز پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

the zingy sound of the trumpet added excitement to the performance.

صدای پرانرژی ترومپت، هیجان را به اجرا اضافه کرد.

he gave a zingy presentation that kept everyone engaged.

او یک ارائه جذاب و گیرا ارائه داد که همه را درگیر کرد.

the cocktail had a zingy twist that surprised the guests.

کوکتل دارای طعمی غیرمنتظره و جذاب بود که مهمانان را شگفت زده کرد.

her zingy personality lights up the room.

شخصیت پرانرژی او فضا را روشن می‌کند.

we enjoyed a zingy discussion about the latest trends.

ما از یک بحث جذاب و پربار در مورد آخرین روندها لذت بردیم.

the zingy scent of citrus filled the air.

بوی تند و خوشایند مرکبات هوا را پر کرد.

the artist's zingy style is unique and refreshing.

سبک هنرمندانه و پرانرژی او منحصر به فرد و دلپذیر است.

his zingy remarks always bring laughter to the group.

اظهارات طنزآمیز او همیشه خنده را به جمع هدیه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید