zits

[ایالات متحده]/zɪts/
[بریتانیا]/zɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوش‌های کوچک یا لکه‌ها بر روی پوست

عبارات و ترکیب‌ها

get zits

گرفتن جوش

pop zits

فشردن جوش

hide zits

پنهان کردن جوش

treat zits

درمان جوش

avoid zits

اجتناب از جوش

prevent zits

جلوگیری از جوش

clear zits

پاک کردن جوش

cover zits

پوشاندن جوش

manage zits

مدیریت جوش

tackle zits

مقابله با جوش

جملات نمونه

teenagers often struggle with zits during puberty.

نوجوانان اغلب در دوران بلوغ با جوش‌های پوستی دست و پنجه نرم می‌کنند.

using the right skincare products can help reduce zits.

استفاده از محصولات مراقبت از پوست مناسب می‌تواند به کاهش جوش‌ها کمک کند.

she felt self-conscious about her zits before the party.

او قبل از مهمانی در مورد جوش‌هایش احساس ناامنی می‌کرد.

he tried various remedies to clear up his zits.

او روش‌های مختلفی را برای رفع جوش‌هایش امتحان کرد.

eating healthy can sometimes help prevent zits.

تغذیه سالم گاهی اوقات می‌تواند به پیشگیری از جوش‌ها کمک کند.

she covered her zits with makeup for the photoshoot.

او برای عکاسی، جوش‌هایش را با آرایش پوشاند.

he was embarrassed by the zits on his forehead.

او از جوش‌هایی که روی پیشانی‌اش داشت، خجالت می‌کشید.

dermatologists recommend specific treatments for persistent zits.

پزشکان پوست درمان‌های خاصی را برای جوش‌های مداوم توصیه می‌کنند.

she learned to embrace her zits as part of growing up.

او یاد گرفت که جوش‌هایش را به عنوان بخشی از بزرگ شدن بپذیرد.

stress can sometimes lead to more zits on the skin.

استرس گاهی اوقات می‌تواند منجر به ایجاد جوش‌های بیشتر روی پوست شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید