zoogenous

[ایالات متحده]/zəʊˈɒdʒənəs/
[بریتانیا]/zoʊˈɑdʒənəs/

ترجمه

adj. منتقل شده توسط حیوانات; مشتق شده از حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

zoogenous species

گونه‌های منشاء‌دار

zoogenous factors

عوامل منشاء‌دار

zoogenous origin

ریشه منشاء‌دار

zoogenous characteristics

ویژگی‌های منشاء‌دار

zoogenous interactions

تعاملات منشاء‌دار

zoogenous organisms

موجودات منشاء‌دار

zoogenous influences

تاثیرات منشاء‌دار

zoogenous traits

ویژگی‌های منشاء‌دار

zoogenous components

اجزای منشاء‌دار

zoogenous diversity

تنوع منشاء‌دار

جملات نمونه

zoogenous organisms play a crucial role in the ecosystem.

موجودات زئوسن، نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

the study of zoogenous species can reveal much about biodiversity.

مطالعه گونه‌های زئوسن می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد تنوع زیستی آشکار کند.

zoogenous traits are often inherited from ancestors.

ویژگی‌های زئوسن اغلب از اجداد به ارث می‌رسند.

many zoogenous creatures have adapted to their environments.

بسیاری از موجودات زئوسن خود را با محیط خود تطبیق داده‌اند.

the classification of zoogenous life forms is complex.

طبقه‌بندی اشکال حیات زئوسن پیچیده است.

researchers are studying the zoogenous characteristics of various species.

محققان در حال مطالعه ویژگی‌های زئوسن گونه‌های مختلف هستند.

zoogenous interactions often influence ecological balance.

تعاملات زئوسن اغلب بر تعادل اکولوژیکی تأثیر می‌گذارند.

understanding zoogenous behavior can help in wildlife conservation.

درک رفتار زئوسن می‌تواند به حفظ حیات وحش کمک کند.

zoogenous adaptations can be fascinating to observe.

تطبیق‌های زئوسن می‌توانند جالب توجه باشند.

the diversity of zoogenous life is astounding.

تنوع حیات زئوسن شگفت‌انگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید