zookeeper

[ایالات متحده]/ˈzuːkeɪpə/
[بریتانیا]/ˈzuːˌkipər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که یک باغ وحش را مدیریت می‌کند؛ فردی که از حیوانات در یک باغ وحش مراقبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

zookeeper job

شغل نگهدارنده حیات وحش

zookeeper duties

وظایف نگهدارنده حیات وحش

zookeeper training

آموزش نگهدارنده حیات وحش

zookeeper career

مسیر شغلی نگهدارنده حیات وحش

zookeeper skills

مهارت‌های نگهدارنده حیات وحش

zookeeper role

نقش نگهدارنده حیات وحش

zookeeper experience

تجربه نگهدارنده حیات وحش

zookeeper salary

حقوق نگهدارنده حیات وحش

zookeeper tasks

وظایف نگهدارنده حیات وحش

zookeeper responsibilities

مسئولیت‌های نگهدارنده حیات وحش

جملات نمونه

the zookeeper feeds the animals daily.

نگهدارنده حیات وحش به طور روزانه به حیوانات غذا می‌دهد.

the zookeeper is responsible for their care.

نگهدارنده حیات وحش مسئول مراقبت از آن‌ها است.

children love to watch the zookeeper at work.

بچه‌ها عاشق تماشای نگهدارنده حیات وحش در حال کار هستند.

the zookeeper knows each animal's personality.

نگهدارنده حیات وحش شخصیت هر حیوان را می‌شناسد.

the zookeeper organizes educational programs.

نگهدارنده حیات وحش برنامه‌های آموزشی را سازماندهی می‌کند.

being a zookeeper requires special training.

نگهدارنده بودن حیات وحش نیاز به آموزش خاص دارد.

the zookeeper monitors the health of the animals.

نگهدارنده حیات وحش به طور منظم وضعیت سلامتی حیوانات را بررسی می‌کند.

the zookeeper cleans the animal enclosures regularly.

نگهدارنده حیات وحش به طور منظم محفظه‌های حیوانات را تمیز می‌کند.

many people admire the zookeeper's dedication.

بسیاری از مردم به تعهد نگهدارنده حیات وحش احترام می‌گذارند.

the zookeeper interacts with visitors during tours.

نگهدارنده حیات وحش در طول تورها با بازدیدکنندگان تعامل دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید