zygomatic

[ایالات متحده]/zaɪˈɡəʊmətɪk/
[بریتانیا]/zaɪˈɡoʊmətɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به استخوان گونه؛ مربوط به زایگوم یا قوس زایگوماتیک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

zygomatic bone

استخوان گونه

zygomatic arch

قوس گونه ای

zygomatic process

برآمدگی زایگوماتیک

zygomatic nerve

عصب زایگوماتیک

zygomatic facial

زایگوماتیک-چهره‌ای

zygomatic region

منطقه زایگوماتیک

zygomatic muscle

عضله زایگوماتیک

zygomatic swelling

تورم زایگوماتیک

zygomatic fracture

شکستگی زایگوماتیک

zygomatic alignment

ترازی‌سازی زایگوماتیک

جملات نمونه

the zygomatic bone is crucial for facial structure.

استخوان گونه برای ساختار صورت بسیار مهم است.

doctors examine the zygomatic region for fractures.

پزشکان ناحیه گونه را برای شکستگی‌ها بررسی می‌کنند.

the zygomatic arch provides support for the cheeks.

طاقچه گونه از گونه‌ها پشتیبانی می‌کند.

injuries to the zygomatic area can affect vision.

آسیب به ناحیه گونه می‌تواند بر بینایی تأثیر بگذارد.

cosmetic surgery often involves the zygomatic bone.

جراحی زیبایی اغلب شامل استخوان گونه می‌شود.

the zygomatic prominence is a key feature of the face.

برجستگی گونه یک ویژگی کلیدی چهره است.

radiologists assess the zygomatic bone in scans.

متخصصین رادیولوژی استخوان گونه را در اسکن‌ها ارزیابی می‌کنند.

fractures in the zygomatic bone require careful treatment.

شکستگی در استخوان گونه نیاز به درمان دقیق دارد.

the zygomatic muscle plays a role in facial expressions.

عضله گونه در حالات چهره نقش دارد.

understanding the zygomatic structure is important for dentists.

درک ساختار گونه برای دندانپزشکان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید