zymogen

[ایالات متحده]/ˈzaɪməʊdʒən/
[بریتانیا]/ˈzaɪməˌdʒɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که زمانی که فعال می‌شود به یک آنزیم تبدیل می‌شود؛ پیش‌ساز غیرفعال یک آنزیم
Word Forms
جمعzymogens

عبارات و ترکیب‌ها

zymogen activation

فعال‌سازی زیموجن

zymogen granules

ذرات زیموجن

zymogen conversion

تبدیل زیموجن

zymogen secretion

ترشح زیموجن

zymogen form

فرم زیموجن

zymogen release

آزادی زیموجن

zymogen storage

ذخیره‌سازی زیموجن

zymogen synthesis

سنتز زیموجن

zymogen pathway

مسیر زیموجن

zymogen response

پاسخ زیموجن

جملات نمونه

the zymogen is activated by a specific enzyme.

زایموجن توسط یک آنزیم خاص فعال می‌شود.

researchers studied the role of zymogens in digestion.

محققان نقش زایموجن‌ها در هضم را مطالعه کردند.

some zymogens are secreted by the pancreas.

برخی از زایموجن‌ها توسط پانکراس ترشح می‌شوند.

the conversion of zymogen to active enzyme is crucial.

تبدیل زایموجن به آنزیم فعال بسیار مهم است.

understanding zymogen activation can help in drug design.

درک فعال‌سازی زایموجن می‌تواند به طراحی دارو کمک کند.

zymogens play a key role in the coagulation cascade.

زایموجن‌ها نقش کلیدی در آبشار انعقادی ایفا می‌کنند.

the body regulates zymogen levels to maintain homeostasis.

بدن سطح زایموجن را برای حفظ هموستازی تنظیم می‌کند.

some diseases are linked to improper zymogen activation.

برخی از بیماری‌ها به فعال‌سازی نامناسب زایموجن مرتبط هستند.

scientists are exploring zymogen inhibitors for therapeutic purposes.

دانشمندان مهارکننده‌های زایموجن را برای اهداف درمانی بررسی می‌کنند.

the zymogen pathway is essential for protein digestion.

مسیر زایموجن برای هضم پروتئین ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید