renminbi exchange
تبادلات رنمینبی
renminbi value
ارزش رنمینبی
renminbi currency
ارز رنمینبی
renminbi rate
نرخ رنمینبی
renminbi reserves
ذخایر رنمینبی
renminbi market
بازار رنمینبی
renminbi fund
صندوق رنمینبی
renminbi payment
پرداخت رنمینبی
renminbi transaction
معاملات رنمینبی
renminbi investment
سرمایهگذاری رنمینبی
the currency used in china is the renminbi.
واحد پول مورد استفاده در چین، رنمینبی است.
many countries are starting to accept renminbi for trade.
بسیاری از کشورها در حال پذیرش رنمینبی برای تجارت هستند.
the value of the renminbi has been steadily increasing.
ارزش رنمینبی به طور پیوسته در حال افزایش است.
investing in renminbi can be a good opportunity.
سرمایه گذاری در رنمینبی می تواند فرصت خوبی باشد.
she exchanged her dollars for renminbi at the bank.
او دلار خود را در بانک با رنمینبی عوض کرد.
the renminbi is becoming more popular in international markets.
رنمینبی در حال محبوب تر شدن در بازارهای بین المللی است.
he saved enough renminbi to buy a new car.
او به اندازه کافی رنمینبی پس انداز کرد تا یک ماشین جدید بخرد.
renminbi is often used in online transactions in china.
رنمینبی اغلب در معاملات آنلاین در چین استفاده می شود.
tourists often need to convert their money to renminbi.
گردشگران اغلب نیاز دارند پول خود را به رنمینبی تبدیل کنند.
the government regulates the exchange rate of the renminbi.
دولت نرخ ارز رنمینبی را تنظیم می کند.
renminbi exchange
تبادلات رنمینبی
renminbi value
ارزش رنمینبی
renminbi currency
ارز رنمینبی
renminbi rate
نرخ رنمینبی
renminbi reserves
ذخایر رنمینبی
renminbi market
بازار رنمینبی
renminbi fund
صندوق رنمینبی
renminbi payment
پرداخت رنمینبی
renminbi transaction
معاملات رنمینبی
renminbi investment
سرمایهگذاری رنمینبی
the currency used in china is the renminbi.
واحد پول مورد استفاده در چین، رنمینبی است.
many countries are starting to accept renminbi for trade.
بسیاری از کشورها در حال پذیرش رنمینبی برای تجارت هستند.
the value of the renminbi has been steadily increasing.
ارزش رنمینبی به طور پیوسته در حال افزایش است.
investing in renminbi can be a good opportunity.
سرمایه گذاری در رنمینبی می تواند فرصت خوبی باشد.
she exchanged her dollars for renminbi at the bank.
او دلار خود را در بانک با رنمینبی عوض کرد.
the renminbi is becoming more popular in international markets.
رنمینبی در حال محبوب تر شدن در بازارهای بین المللی است.
he saved enough renminbi to buy a new car.
او به اندازه کافی رنمینبی پس انداز کرد تا یک ماشین جدید بخرد.
renminbi is often used in online transactions in china.
رنمینبی اغلب در معاملات آنلاین در چین استفاده می شود.
tourists often need to convert their money to renminbi.
گردشگران اغلب نیاز دارند پول خود را به رنمینبی تبدیل کنند.
the government regulates the exchange rate of the renminbi.
دولت نرخ ارز رنمینبی را تنظیم می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید