bazaars

[ایالات متحده]/ˈbæzɑːrz/
[بریتانیا]/ˈbeɪzɑːrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازار، به ویژه در خاورمیانه یا آسیا؛ بازاری با انواع کالاها، که اغلب شامل سوغاتی‌ها و صنایع دستی است؛ رویدادی برای جمع‌آوری کمک مالی که در آن کالاها به فروش می‌رسند تا پولی برای خیریه جمع‌آوری شود؛ جمع bazaar.

جملات نمونه

the bazaars are bustling with activity during the festival.

بازارها در طول جشنواره با فعالیت پرجنب‌وجش هستند.

you can find unique handmade crafts in the local bazaars.

شما می‌توانید صنایع دستی دست‌ساز منحصر به فردی را در بازارهای محلی پیدا کنید.

many tourists visit the bazaars to experience the local culture.

بسیاری از گردشگران از بازارها بازدید می‌کنند تا فرهنگ محلی را تجربه کنند.

the bazaars offer a wide variety of spices and foods.

بازارها انواع گسترده‌ای از ادویه‌جات و غذاها را ارائه می‌دهند.

shopping in the bazaars can be an exciting adventure.

خرید در بازارها می‌تواند یک ماجراجویی هیجان‌انگیز باشد.

local artisans sell their goods at the weekend bazaars.

هنرمندان محلی محصولات خود را در بازارهای آخر هفته می‌فروشند.

haggling is common in the bazaars, so be prepared to negotiate.

چانه زدن در بازارها رایج است، بنابراین آماده مذاکره باشید.

some bazaars have live music and entertainment for visitors.

برخی از بازارها دارای موسیقی زنده و سرگرمی برای بازدیدکنندگان هستند.

walking through the bazaars, you can discover hidden gems.

با قدم زدن در بازارها، می‌توانید گنج‌های پنهان را کشف کنید.

the bazaars are a great place to sample local delicacies.

بازارها مکان مناسبی برای امتحان کردن غذاهای محلی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید