markets

[ایالات متحده]/[ˈmɑːkɪts]/
[بریتانیا]/[ˈmɑːrkɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که کالاها خریداری و فروخته می‌شوند؛ فعالیت یا فرآیند خرید و فروش کالا؛ گروهی از افراد با علایق یا ویژگی‌های مشترک
v. خرید یا فروش کالا؛ تبلیغ یا ترویج کالا یا خدمات

عبارات و ترکیب‌ها

global markets

بازارهای جهانی

local markets

بازارهای محلی

stock markets

بازارهای سهام

open markets

بازارهای آزاد

markets closed

بازارها بسته هستند

markets rise

بازارها افزایش می‌یابند

markets fall

بازارها کاهش می‌یابند

markets today

بازارها امروز

markets operate

بازارها فعالیت می‌کنند

markets fluctuate

بازارها نوسان می‌کنند

جملات نمونه

the stock markets reacted positively to the news.

بازارها به خبرها به طور مثبت واکنش نشان دادند.

we're exploring new markets in southeast asia.

ما در حال بررسی بازارهای جدید در جنوب شرقی آسیا هستیم.

the farmers' markets offer fresh, local produce.

بازارهای کشاورزان محصولات تازه و محلی ارائه می‌دهند.

global markets are volatile right now.

بازارهای جهانی در حال حاضر ناپایدار هستند.

she's an expert in emerging markets.

او یک متخصص در بازارهای نوظهور است.

the company is expanding into new markets.

شرکت در حال گسترش به بازارهای جدید است.

we analyzed the competitive markets thoroughly.

ما بازارهای رقابتی را به طور کامل تجزیه و تحلیل کردیم.

the real estate markets are slowing down.

بازارهای املاک و مستغلات در حال کاهش هستند.

they dominate the consumer markets.

آنها بر بازارهای مصرف تسلط دارند.

the bond markets are closely watched by investors.

بازارهای اوراق قرضه به طور دقیق توسط سرمایه گذاران زیر نظر دارند.

the used car markets are quite competitive.

بازارهای خودروهای دست دوم بسیار رقابتی هستند.

the technology markets are constantly evolving.

بازارهای فناوری به طور مداوم در حال تحول هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید