cathartic

[ایالات متحده]/kə'θɑːtɪk/
[بریتانیا]/kə'θɑrtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فراهم کردن تسکین عاطفی; پاک کننده یا پاکسازی
n. یک مسهل; یک ماده که حرکات روده را ترویج می‌کند
Word Forms

جملات نمونه

to act as a cathartic

عملکرد به عنوان یک تطهیر

crying is a cathartic release.

گریه یک رهایی تطهیرآمیز است.

A brownish-yellow oil obtained from the seeds of a tropical Asian shrub or small tree (Croton tiglium) and having a cathartic action too violent for human use.

یک روغن زرد قهوه‌ای که از دانه‌های یک درختچه یا درخت کوچک گرمسیری آسیایی (Croton tiglium) به دست می‌آید و دارای اثر ملین بسیار قوی برای استفاده انسانی است.

Writing in a journal can be cathartic after a long day.

نوشتن در یک دفترچه می تواند پس از یک روز طولانی تطهیرآمیز باشد.

Watching a sad movie can be a cathartic experience.

تماشای یک فیلم غم انگیز می تواند یک تجربه تطهیرآمیز باشد.

Crying can be a cathartic release of emotions.

گریه می تواند یک رهایی تطهیرآمیز از احساسات باشد.

Talking to a therapist can be cathartic.

صحبت با یک درمانگر می تواند تطهیرآمیز باشد.

Exercising can be a cathartic way to relieve stress.

ورزش کردن می تواند راهی تطهیرآمیز برای کاهش استرس باشد.

Painting can be a cathartic form of self-expression.

نقاشی می تواند یک شکل تطهیرآمیز از بیان خود باشد.

Listening to music can be cathartic and soothing.

گوش دادن به موسیقی می تواند تطهیرآمیز و آرامش بخش باشد.

Engaging in a creative hobby can be cathartic.

شرکت در یک سرگرمی خلاقانه می تواند تطهیرآمیز باشد.

Venting to a friend can be cathartic.

تهویه به یک دوست می تواند تطهیرآمیز باشد.

Dancing can be a cathartic way to let loose.

رقص می تواند راهی تطهیرآمیز برای رها شدن باشد.

نمونه‌های واقعی

It's cathartic for me, and it's the 20th anniversary.

این تجربه برای من بسیار آرامش‌بخش و در عین حال یادآور بیست سالگی است.

منبع: Our Day Season 2

But this is also what makes it so cathartic.

اما این نیز چیزی است که آن را اینقدر آرامش‌بخش می‌کند.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Because people watch that scene, and it's cathartic for them.

زیرا مردم آن صحنه را تماشا می‌کنند و برای آن‌ها آرامش‌بخش است.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

So making Folklore and Evermore was one of the most unique, cathartic, extraordinary experiences I've ever had.

بنابراین ساختن Folklore و Evermore یکی از منحصر به فردترین، آرامش‌بخش‌ترین و خارق العاده‌ترین تجربیاتی بود که تا به حال داشته ام.

منبع: Idol speaks English fluently.

It felt very daring and it felt very cathartic and it was terrifying.

حسی بسیار جسورانه و آرامش‌بخش داشت و ترسناک بود.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Really? Earlier. On the porch. We were talking, all cathartic, feelings exposed. Come on, we kissed, Elena.

واقعاً؟ زودتر. روی ایوان. ما در حال صحبت بودیم، همه چیز آرامش‌بخش، احساسات آشکار. بیا، ما بوسیدیم، النا.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

And yet I felt like there was it was kind of cathartic in a way you know.

با این حال، احساس می‌کردم که تا حدودی آرامش‌بخش است، می‌دانید.

منبع: VOA Standard English_Americas

As Meghan O'Gieblyn wrote in the Boston Review, " This isn't social justice. It's a cathartic alternative."

همانطور که میگان او گیبلین در بررسی بوستون نوشت: "این عدالت اجتماعی نیست. این یک جایگزین آرامش‌بخش است."

منبع: TED Talks (Video Edition) September 2016 Collection

Did he mean literal purging? I mean I guess a good barf can be cathartic in a sense.

آیا منظورش پاکسازی واقعی بود؟ من منظورم این است که حدس می‌زنم استفراغ خوب می‌تواند تا حدودی آرامش‌بخش باشد.

منبع: Crash Course in Drama

There's something cathartic about making sense of something that is stressing us, annoying us, or getting us down.

چیزی وجود دارد که درک کردن چیزی که ما را مضطرب، آزاردهنده یا ناراحت می‌کند، آرامش‌بخش است.

منبع: Portable English Bilingual Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید