confidants

[ایالات متحده]/ˈkɒnfɪdænts/
[بریتانیا]/ˈkɑːnfɪdænts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوستان نزدیک یا confidants مورد اعتماد

عبارات و ترکیب‌ها

close confidants

همراهان نزدیک

trusted confidants

همراهان مورد اعتماد

loyal confidants

همراهان وفادار

personal confidants

همراهان شخصی

inner confidants

همراهان درونی

secret confidants

همراهان محرمانه

faithful confidants

همراهان باوفا

key confidants

همراهان کلیدی

main confidants

همراهان اصلی

جملات نمونه

she confides in her closest confidants.

او به نزدیک‌ترین مشاوران خود اعتماد می‌کند.

confidants often provide valuable advice.

مشاوران اغلب مشاوره‌های ارزشمندی ارائه می‌دهند.

he considers his sister one of his confidants.

او خواهرش را یکی از مشاوران خود می‌داند.

trust is essential among confidants.

اعتماد بین مشاوران ضروری است.

they share secrets with their confidants.

آنها رازهای خود را با مشاوران خود در میان می‌گذارند.

confidants can help you through tough times.

مشاوران می‌توانند در زمان‌های سخت به شما کمک کنند.

having confidants makes life more enjoyable.

داشتن مشاوران زندگی را لذت‌بخش‌تر می‌کند.

she has a few trusted confidants in her life.

او چند مشاور مورد اعتماد در زندگی خود دارد.

confidants often understand you better than anyone else.

مشاوران اغلب شما را بهتر از هر کسی دیگر درک می‌کنند.

he relies on his confidants for support and guidance.

او برای حمایت و راهنمایی به مشاوران خود تکیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید