countryman

[ایالات متحده]/'kʌntrɪmən/
[بریتانیا]/'kʌntrɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هموطن از روستا
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fellow countryman

هموطن

جملات نمونه

a countryman's weather lore

ضرب المثل‌های هواشناسی روستایی

he was a countryman by upbringing .

او از نظر تربیت یک روستایی بود.

I’m a countryman born and bred.

من یک روستایی متولد و بزرگ شده هستم.

And Clemente, blamed for all, joined his Basque countryman Zubizarreta on the breadline as sacrificial lamb.

و Clemente که مقصر همه چیز بود، به عنوان قربانی در صف بیکاری به هموطن باسک خود، Zubizarreta پیوست.

The deserted street could only see occasionally a torpidly-peddling countryman with a worn-out felt cap on his head and a basket of potatoes or turnips on his arm.

خیابان متروکه فقط گاهی اوقات یک روستایی خسته و بی‌حوصله را با یک کلاه پشمی کهنه بر سر و سبدی از سیب زمینی یا شلغم در دستش می‌دید.

My countryman is a talented musician.

هموطن من یک نوازنده بااستعداد است.

He is a proud countryman, always celebrating his national holidays with enthusiasm.

او یک روستایی مغرور است که همیشه تعطیلات ملی خود را با شور و شوق جشن می‌گیرد.

As a countryman, he enjoys spending time in nature.

هموطن، از گذراندن وقت در طبیعت لذت می‌برد.

The countryman greeted his fellow villagers warmly.

روستایی با روی خوش به همسایگان روستایی خود خوشامد گفت.

She is a true countryman at heart, always longing for the simplicity of rural life.

او از صمیم قلب یک روستایی واقعی است و همیشه دلش برای سادگی زندگی روستایی تنگ است.

The countryman proudly displayed his farm produce at the market.

روستایی با افتخار محصولات مزرعه خود را در بازار به نمایش گذاشت.

Despite living in the city now, he still considers himself a countryman at heart.

با وجود اینکه اکنون در شهر زندگی می‌کند، هنوز هم خود را از صمیم قلب یک روستایی می‌داند.

The countryman showed great skill in hunting and fishing.

روستایی مهارت زیادی در شکار و ماهیگیری نشان داد.

She shared stories of her childhood with her countryman friends.

او داستان‌های دوران کودکی خود را با دوستان روستایی خود به اشتراک گذاشت.

The countryman took pride in his agricultural heritage.

روستایی به میراث کشاورزی خود افتخار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید