culprits

[ایالات متحده]/ˈkʌlprɪts/
[بریتانیا]/ˈkʌlprɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسانی که خطایی مرتکب می‌شوند؛ مجرمان؛ مرتکبین؛ علل مشکلات

عبارات و ترکیب‌ها

real culprits

بزهکاران واقعی

main culprits

بزهکاران اصلی

hidden culprits

بزهکاران پنهان

suspected culprits

بزهکاران مشکوک

identified culprits

بزهکاران شناسایی شده

possible culprits

بزهکاران احتمالی

primary culprits

بزهکاران اصلی

known culprits

بزهکاران شناخته شده

common culprits

بزهکاران متداول

likely culprits

بزهکاران محتمل

جملات نمونه

the culprits were finally caught after a long investigation.

گناهکاران پس از تحقیقات طولانی سرانجام دستگیر شدند.

we need to identify the culprits behind the recent thefts.

ما باید افرادی را که پشت سر سرقت‌های اخیر هستند، شناسایی کنیم.

the police are searching for the culprits of the robbery.

پلیس به دنبال مجرمان سرقت است.

many believe that the culprits will face severe penalties.

بسیاری معتقدند که مجرمان با مجازات‌های سنگینی روبرو خواهند شد.

witnesses helped to identify the culprits in the case.

شهود به شناسایی مجرمان در این پرونده کمک کردند.

the culprits left behind crucial evidence at the scene.

مجرمان شواهد حیاتی را در صحنه رها کردند.

it took months to find the culprits responsible for the fraud.

ماه ها طول کشید تا مجرمان مسئول کلاهبرداری را پیدا کرد.

the culprits were apprehended while trying to escape.

مجرمان در حالی که سعی در فرار داشتند دستگیر شدند.

authorities are working to ensure the culprits are brought to justice.

مقامات در تلاش هستند تا اطمینان حاصل کنند که مجرمان به عدالت سپرده می شوند.

community members are urged to report any information about the culprits.

از اعضای جامعه خواسته می شود هر گونه اطلاعاتی در مورد مجرمان را گزارش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید