serve dainties
تقديم غذاهای خوشمزه
enjoying dainties
لذت بردن از غذاهای خوشمزه
small dainties
غذاهای خوشمزه کوچک
dainties and tea
غذاهای خوشمزه و چای
offered dainties
تقديم غذاهای خوشمزه
sweet dainties
غذاهای خوشمزه شیرین
fancy dainties
غذاهای خوشمزه مجلل
presenting dainties
ارائه غذاهای خوشمزه
served dainties
تقديم غذاهای خوشمزه
exquisite dainties
غذاهای خوشمزه نفیس
she arranged the dainties on a tiered serving platter.
او شیرینیهای کوچک را روی یک سینی سرو چند طبقه چید.
the children eagerly reached for the dainties at the party.
کودکان مشتاقانه به سمت شیرینیهای کوچک در مهمانی رفتند.
we sampled various dainties at the afternoon tea.
ما انواع شیرینیهای کوچک را در بعد از ظهر با چای امتحان کردیم.
the bakery is known for its delicate dainties.
آن نانوایی به خاطر شیرینیهای کوچک ظریفش معروف است.
a selection of dainties was offered as hors d'oeuvres.
انتخابی از شیرینیهای کوچک به عنوان پیش غذا ارائه شد.
the bride's mother prepared a table of delicious dainties.
مادر عروس میزی از شیرینیهای کوچک خوشمزه آماده کرد.
he presented her with a box of exquisite dainties.
او یک جعبه شیرینیهای کوچک نفیس به او هدیه داد.
the buffet included a wide array of savory dainties.
منوی غذا شامل انواع شیرینیهای کوچک خوشمزه بود.
she enjoyed the dainties with a cup of earl grey tea.
او از خوردن شیرینیهای کوچک با یک فنجان چای ارل گری لذت برد.
the caterer provided an assortment of sweet dainties.
آن آشپز انواع شیرینیهای کوچک شیرین ارائه کرد.
they served small dainties on miniature plates.
آنها شیرینیهای کوچک را روی بشقابهای کوچک سرو کردند.
serve dainties
تقديم غذاهای خوشمزه
enjoying dainties
لذت بردن از غذاهای خوشمزه
small dainties
غذاهای خوشمزه کوچک
dainties and tea
غذاهای خوشمزه و چای
offered dainties
تقديم غذاهای خوشمزه
sweet dainties
غذاهای خوشمزه شیرین
fancy dainties
غذاهای خوشمزه مجلل
presenting dainties
ارائه غذاهای خوشمزه
served dainties
تقديم غذاهای خوشمزه
exquisite dainties
غذاهای خوشمزه نفیس
she arranged the dainties on a tiered serving platter.
او شیرینیهای کوچک را روی یک سینی سرو چند طبقه چید.
the children eagerly reached for the dainties at the party.
کودکان مشتاقانه به سمت شیرینیهای کوچک در مهمانی رفتند.
we sampled various dainties at the afternoon tea.
ما انواع شیرینیهای کوچک را در بعد از ظهر با چای امتحان کردیم.
the bakery is known for its delicate dainties.
آن نانوایی به خاطر شیرینیهای کوچک ظریفش معروف است.
a selection of dainties was offered as hors d'oeuvres.
انتخابی از شیرینیهای کوچک به عنوان پیش غذا ارائه شد.
the bride's mother prepared a table of delicious dainties.
مادر عروس میزی از شیرینیهای کوچک خوشمزه آماده کرد.
he presented her with a box of exquisite dainties.
او یک جعبه شیرینیهای کوچک نفیس به او هدیه داد.
the buffet included a wide array of savory dainties.
منوی غذا شامل انواع شیرینیهای کوچک خوشمزه بود.
she enjoyed the dainties with a cup of earl grey tea.
او از خوردن شیرینیهای کوچک با یک فنجان چای ارل گری لذت برد.
the caterer provided an assortment of sweet dainties.
آن آشپز انواع شیرینیهای کوچک شیرین ارائه کرد.
they served small dainties on miniature plates.
آنها شیرینیهای کوچک را روی بشقابهای کوچک سرو کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید