depictions

[ایالات متحده]/dɪˈpɪkʃənz/
[بریتانیا]/dɪˈpɪkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش‌ها یا تصاویری از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

artistic depictions

تصاویر هنری

historical depictions

تصاویر تاریخی

cultural depictions

تصاویر فرهنگی

vivid depictions

تصاویر زنده

realistic depictions

تصاویر واقع‌گرایانه

visual depictions

تصاویر بصری

symbolic depictions

تصاویر نمادین

dramatic depictions

تصاویر دراماتیک

literal depictions

تصاویر تحت‌اللفظی

abstract depictions

تصاویر انتزاعی

جملات نمونه

the artist's depictions of nature are breathtaking.

تصاویر هنرمند از طبیعت نفس‌گیر است.

her depictions of everyday life resonate with many.

تصاویر زندگی روزمره او با بسیاری از افراد همخوانی دارد.

the book contains vivid depictions of historical events.

این کتاب شامل تصاویری زنده از وقایع تاریخی است.

his depictions of urban landscapes are very popular.

تصاویر چشم‌اندازهای شهری او بسیار محبوب هستند.

the film features stunning depictions of the ocean.

این فیلم دارای تصاویری خیره‌کننده از اقیانوس است.

many artists use depictions to convey deep emotions.

بسیاری از هنرمندان از تصاویر برای انتقال احساسات عمیق استفاده می‌کنند.

her depictions often challenge societal norms.

تصاویر او اغلب هنجارهای اجتماعی را به چالش می‌کشند.

depictions of fantasy worlds capture the imagination.

تصاویر دنیای فانتزی، ذهن را به خود جذب می‌کند.

the museum showcases depictions from various cultures.

این موزه تصاویری از فرهنگ‌های مختلف را به نمایش می‌گذارد.

his depictions of animals are both realistic and charming.

تصاویر حیوانات او هم واقع‌گرایانه و هم جذاب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید