descents

[ایالات متحده]/dɪˈsɛnt/
[بریتانیا]/dɪˈsɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حرکت به سمت پایین؛ فرایند کاهش یا deteriorating؛ یک شیب یا کاهش؛ نسل یا نژاد؛ عمل غرق شدن یا کاهش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

family descents

تبار خانوادگی

cultural descents

تبار فرهنگی

genetic descents

تبار ژنتیکی

noble descents

تبار اشرافی

ethnic descents

تبار قومی

royal descents

تبار سلطنتی

direct descents

تبار مستقیم

lineal descents

تبار نسبی

ancestral descents

تبار اجدادی

historical descents

تبار تاریخی

جملات نمونه

she is proud of her diverse descents.

او به پیشینه‌های متنوع خود افتخار می‌کند.

his descents can be traced back to ancient civilizations.

می‌توان ریشه‌های او را به تمدن‌های باستانی ردیابی کرد.

many cultures celebrate their descents through festivals.

فرهنگ‌های بسیاری، ریشه‌های خود را از طریق جشنواره‌ها جشن می‌گیرند.

understanding one's descents can enhance cultural appreciation.

درک ریشه‌های خود می‌تواند قدردانی فرهنگی را افزایش دهد.

her family tree reveals multiple descents from different regions.

درخت خانوادگی او نشان می‌دهد که ریشه‌های متعددی از مناطق مختلف دارد.

descents play a significant role in identity formation.

ریشه‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری هویت ایفا می‌کنند.

he is researching his descents to learn more about his heritage.

او در حال تحقیق در مورد ریشه‌های خود است تا بیشتر در مورد میراث خود بداند.

her descents include a mix of european and asian ancestry.

ریشه‌های او ترکیبی از اجداد اروپایی و آسیایی را شامل می‌شود.

many people take pride in their cultural descents.

بسیاری از مردم به ریشه‌های فرهنگی خود افتخار می‌کنند.

exploring descents can uncover fascinating family stories.

کاوش در ریشه‌ها می‌تواند داستان‌های خانوادگی جالبی را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید