disreputable

[ایالات متحده]/dɪs'repjʊtəb(ə)l/
[بریتانیا]/dɪs'rɛpjətəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد احترام؛ غیر محترم.

جملات نمونه

He had a vaguely disreputable appearance.

او ظاهری مبهم و مشکوک داشت.

disreputable accountants who were paid to cook the firm's books.

حسابداران نامناسب که برای دستکاری حساب‌های شرکت پول دریافت می‌کردند.

He was known for his disreputable behavior at the party.

او به دلیل رفتار نامناسبش در مهمانی معروف بود.

The company decided not to associate with any disreputable suppliers.

شرکت تصمیم گرفت با هیچ تامین کننده ای که اعتبار نداشت ارتباط برقرار نکند.

She refused to stay at the disreputable hotel.

او از اقامت در هتل مشکوک امتناع کرد.

The disreputable website was shut down due to illegal activities.

وب سایت مشکوک به دلیل فعالیت های غیرقانونی بسته شد.

The disreputable politician was involved in a corruption scandal.

سیاستمدان مشکوک در یک رسوایی فساد دخیل بود.

The disreputable bar was known for serving underage customers.

بار مشکوک به دلیل ارائه خدمات به مشتریان زیر سن قانونی معروف بود.

She warned her friend about the disreputable company she had a bad experience with.

او به دوستش در مورد شرکت مشکوکی که تجربه بدی با آن داشت هشدار داد.

The disreputable mechanic overcharged for unnecessary repairs.

مکانیک مشکوک برای تعمیرات غیر ضروری هزینه های اضافی دریافت کرد.

The disreputable neighborhood was known for its high crime rate.

محله مشکوک به دلیل نرخ بالای جرم و جنایت معروف بود.

She avoided the disreputable part of town for safety reasons.

او به دلیل مسائل ایمنی از بخش مشکوک شهر دوری می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید