dreary

[ایالات متحده]/ˈdrɪəri/
[بریتانیا]/ˈdrɪri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غمگین; مالیخولیایی; خسته‌کننده.
Word Forms
صفت تفضیلیdrearier
صفت عالیdreariest

عبارات و ترکیب‌ها

dreary landscape

منظره دلگیر

جملات نمونه

dreary little dorps with an ox-wagon mentality.

دهکده‌های دلگیر کوچک با تفکر واگن گوساله

the dreary round of working, eating, and trying to sleep.

چرخه دلگیر کار، غذا خوردن و تلاش برای خوابیدن

romantic novels should present an escape from the dreary realities of life.

رمان‌های عاشقانه باید فرار از واقعیت‌های دلگیر زندگی را ارائه دهند.

I made my way home to the dreary provinces by train.

من با قطار به سمت خانه‌های دلگیر استان‌ها رفتم.

Addressing envelopes all day long is dreary work.

پاسخ دادن به پاکت‌ها در طول روز کار دلگیری است.

The otherwise dreary book is enlivened by some very amusing illustrations.

کتابی که در غیر این صورت دلگیر کننده بود، با تصاویر بسیار خنده دار زنده شد.

You can thank your lucky stars that you don't have to go to this dreary reception.

می‌توانید از خوش‌شانسی خود تشکر کنید که مجبور نیستید به این مهمانی دلگیر بروید.

She was tired of hearing the same dreary tale of drunkenness and violence.

او از شنیدن داستان تکراری سردرگمی، مستی و خشونت خسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید