fibbers

[ایالات متحده]/ˈfɪbə/
[بریتانیا]/ˈfɪbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دروغ‌های کوچک می‌گوید؛ یک دروغگوی عادت‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

little fibber

دروغگو کوچک

fibber at heart

دروغگو از صمیم قلب

chronic fibber

دروغگو مزمن

fibber and liar

دروغگو و دروغگو

fibber by nature

دروغگو به طبیعت

fibber in disguise

دروغگو در نقش و نمای ظاهری

fibber for fun

دروغگو برای تفریح

not a fibber

دروغگو نیست

fibber with friends

دروغگو با دوستان

fibber in trouble

دروغگو در مشکل

جملات نمونه

he's such a fibber; he always makes up stories.

او چنان دروغگو است؛ همیشه داستان‌سازی می‌کند.

don't believe him; he's a notorious fibber.

به او اعتماد نکنید؛ او یک دروغگوی بدنام است.

being a fibber can ruin your reputation.

دروغگویی می‌تواند باعث خراب شدن شهرت شما شود.

she is known to be a fibber among her friends.

او در بین دوستانش به عنوان یک دروغگو شناخته می‌شود.

it's hard to trust a fibber like him.

اعتماد کردن به یک دروغگویی مثل او سخت است.

the fibber finally admitted the truth.

آن دروغگو بالاخره حقیقت را اعتراف کرد.

he has a reputation as a fibber in the office.

او در محل کار به عنوان یک دروغگو شهرت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید