fillies

[ایالات متحده]/ˈfɪliz/
[بریتانیا]/ˈfɪliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مادیان جوان، معمولاً زیر چهار سال؛ دختر جوان پرجنب و جوش؛ (Filly) یک نام شخصی؛ (French) Fille

عبارات و ترکیب‌ها

young fillies

نازﺩﮐﺎﻥ

race fillies

نازﺩﮐﺎﻥ مسابقه

fillies' stakes

مسابقات دختربازان

fillies' barn

دامداری دختربازان

fillies' club

باشگاه دختربازان

fillies' race

مسابقه دختربازان

fillies' training

آموزش دختربازان

fillies' owner

صاحب دختربازان

fillies' show

نمایش دختربازان

fillies' care

مراقبت از دختربازان

جملات نمونه

the trainer worked hard to prepare the fillies for the race.

مربی سخت تلاش کرد تا کره های ماده را برای مسابقه آماده کند.

fillies are often raised for their potential in breeding.

کره های ماده اغلب به دلیل پتانسیل پرورش آنها بزرگ می شوند.

many fillies show great promise at a young age.

بسیاری از کره های ماده در سنین پایین امید زیادی نشان می دهند.

fillies require special care during their early development.

کره های ماده در طول رشد اولیه به مراقبت ویژه ای نیاز دارند.

she enjoys watching fillies play in the pasture.

او از تماشای کره های ماده که در مراتع بازی می کنند لذت می برد.

fillies can be trained to compete in various equestrian events.

می توان کره های ماده را برای رقابت در مسابقات مختلف سوارکاری آموزش داد.

raising fillies is a rewarding experience for many breeders.

پرورش کره های ماده یک تجربه پاداش دهنده برای بسیاری از پرورش دهندگان است.

fillies often bond closely with their handlers.

کره های ماده اغلب پیوند نزدیکی با کسانی که آنها را راهنمایی می کنند برقرار می کنند.

it's important to assess the health of fillies regularly.

ارزیابی منظم سلامت کره های ماده مهم است.

fillies can be quite playful and spirited.

کره های ماده می توانند بسیار بازیگوش و پرانرژی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید