gambler

[ایالات متحده]/ˈgæmbəl/
[بریتانیا]/'gæmblɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قمارباز
Word Forms
جمعgamblers

جملات نمونه

gamblers disdain four-horse races.

بازیکنان شرطی مسابقات چهار اسبه را تحقیر می کنند.

Most compulsive gamblers are not successful.

اکثر قماربازان اجباری موفق نیستند.

one gambler staked everything he'd got and lost.

یک قمارباز همه چیزهایی که داشت را به خطر انداخت و شکست.

The gambler sponged a cigarette from the man sitting next to him.

قمارباز سیگاری از مردی که کنارش نشسته بود گرفت.

The gambler bought off the police and thus was able to operate freely.

قمارباز رشوه به پلیس داد و بنابراین توانست آزادانه فعالیت کند.

Writing Options Beginners, gamblers, and undercapitalized traders make up the majority of option buyers.

نویسندگان، مبتدیان، قماربازان و معامله‌گران کم سرمایه اکثریت خریداران گزینه را تشکیل می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید