bettor

[ایالات متحده]/ˈbɛtər/
[بریتانیا]/ˈbɛtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که شرط بندی می کند، به ویژه در ورزش یا مسابقات اسب دوانی؛ قمارباز.

عبارات و ترکیب‌ها

better bettor

بهتر شرط‌بند

sports bettor

شرط‌بند ورزشی

casual bettor

شرط‌بند تفریحی

professional bettor

شرط‌بند حرفه‌ای

informed bettor

شرط‌بند آگاه

a savvy bettor

یک شرط‌بند زیرک

successful bettor

شرط‌بند موفق

risk-averse bettor

شرط‌بند با تمایل کم به خطر

loyal bettor

شرط‌بند وفادار

new bettor

شرط‌بند جدید

جملات نمونه

the bettor placed a large wager on the game.

بازنقد یک شرط بزرگ روی بازی گذاشت.

many bettors rely on statistics to make informed decisions.

بسیاری از بازنقدها برای تصمیم گیری آگاهانه به آمار متکی هستند.

a successful bettor knows when to take risks.

یک بازنقد موفق می داند چه زمانی ریسک کند.

he is a seasoned bettor with years of experience.

او یک بازنقد با تجربه با سالها تجربه است.

online platforms have made it easier for bettors to place bets.

پلتفرم های آنلاین شرط بندی را برای بازنقدان آسان تر کرده اند.

the bettor analyzed the odds before making a decision.

بازنقد قبل از تصمیم گیری احتمالات را تجزیه و تحلیل کرد.

every bettor hopes for a big win.

هر بازنقد امیدوار است که برنده بزرگی کسب کند.

she became a bettor after attending her first horse race.

او پس از شرکت در اولین مسابقه اسب خود به یک بازنقد تبدیل شد.

responsible bettors set limits on their gambling activities.

بازنقدان مسئول محدودیت هایی را برای فعالیت های قمار خود تعیین می کنند.

the bettor celebrated their victory with friends.

بازنقد پیروزی خود را با دوستان جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید