grafts

[ایالات متحده]/ɡræfts/
[بریتانیا]/ɡræfts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیوند می‌زند (شخص سوم مفرد از پیوند); پیوندها; ادغام می‌کند (ایده‌ها، سیستم‌ها و غیره) در; ریشه‌ها
n. پیوندها (جمع پیوند); رشوه‌ها; نهال‌ها; منافع به دست آمده از طریق رشوه‌دهی

عبارات و ترکیب‌ها

skin grafts

پیوند پوست

hair grafts

پیوند مو

organ grafts

پیوند اعضا

bone grafts

پیوند استخوان

tissue grafts

پیوند بافت

grafts rejection

رد پیوند

grafts survival

زنده ماندن پیوند

grafts procedure

روش پیوند

grafts success

موفقیت پیوند

grafts donor

اهدای کننده پیوند

جملات نمونه

the surgeon carefully selects the grafts for the procedure.

جراح با دقت پیوندها را برای انجام عمل انتخاب می‌کند.

they used skin grafts to treat the burn victims.

آنها از پیوندهای پوستی برای درمان مصدومین سوختگی استفاده کردند.

tree grafts can help improve fruit production.

پیوند درختان می‌تواند به بهبود تولید میوه کمک کند.

the success of the grafts depends on proper care.

موفقیت پیوندها به مراقبت مناسب بستگی دارد.

he specializes in grafts for heart bypass surgery.

او در پیوند برای جراحی بای‌پس قلب تخصص دارد.

research shows that grafts can enhance plant resilience.

تحقیقات نشان می‌دهد که پیوندها می‌توانند مقاومت گیاهان را افزایش دهند.

the clinic offers various types of tissue grafts.

کلینیک انواع مختلف پیوندهای بافتی را ارائه می‌دهد.

grafts are often used in reconstructive surgery.

پیوندها اغلب در جراحی بازسازی استفاده می‌شوند.

he learned the technique of making grafts in school.

او تکنیک پیوند زدن را در مدرسه یاد گرفت.

successful grafts require a good match between donor and recipient.

پیوندهای موفق نیاز به تطابق خوب بین اهدا کننده و گیرنده دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید