hawking

[ایالات متحده]/'hɔːkɪŋ/
[بریتانیا]/'hɔkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از شاهین‌ها برای شکار
v. حمله کردن؛ پرواز کردن؛ تصرف کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

Stephen Hawking

استفن هاوکینگ

hawking radiation

تشعشع هاوکینگ

جملات نمونه

street traders hawking their wares

فروشندگان خیابانی که کالاهای خود را عرضه می‌کنند

street traders were hawking costume jewellery.

فروشندگان خیابانی جواهرات لباس را تبلیغ می‌کردند.

He is hawking his goods everywhere.

او همه جا کالاهای خود را عرضه می‌کند.

Stephen Hawking's achievements earned him the acclaim of the entire scientific community.

دستاوردهای استیون هاوکینگ باعث شد او مورد تحسین کل جامعه علمی قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید