peddling

[ایالات متحده]/ˈpɛd.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɛd.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فروش کالاها، اغلب در مقادیر کم؛ شخصی که کالاها را می‌فروشد، به‌ویژه در مقادیر کم
adj. مشغول مسائل بی‌اهمیت؛ ناچیز

عبارات و ترکیب‌ها

peddling goods

فروش کالاهای غیرقانونی

peddling lies

پخش دروغ

peddling ideas

فروش ایده ها

peddling wares

فروش کالا

peddling drugs

فروش مواد مخدر

peddling services

ارائه خدمات

peddling information

فروش اطلاعات

peddling merchandise

فروش کالاها

peddling stories

گسترش داستان‌ها

peddling fantasies

فروش فانتزی

جملات نمونه

he was caught peddling counterfeit goods.

او در حال فروش کالاهای تقلبی دستگیر شد.

she spent the summer peddling homemade crafts at local fairs.

او تابستان را صرف فروش صنایع دستی خانگی در نمایشگاه‌های محلی کرد.

the organization is peddling misinformation about the vaccine.

سازمان در حال انتشار اطلاعات نادرست در مورد واکسن است.

he is peddling his new book door to door.

او کتاب جدید خود را در ازای در در از در می‌فروشد.

they were peddling snacks and drinks at the concert.

آنها در کنسرت غذا و نوشیدنی می‌فروختند.

she was peddling her ideas during the meeting.

او در طول جلسه ایده‌های خود را می‌فروخت.

many street vendors are peddling goods in the market.

بسیاری از دستفروشان در بازار کالا می‌فروشند.

he has been peddling his services as a consultant.

او خدمات خود را به عنوان مشاور می‌فروشد.

they were peddling their wares at the flea market.

آنها در بازار دست دوم کالاهای خود را می‌فروختند.

she was peddling her art to tourists in the city.

او آثار هنری خود را به گردشگران در شهر می‌فروخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید