heretic

[ایالات متحده]/'herɪtɪk/
[بریتانیا]/'hɛrətɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که باورهای غیرمتعارف در هر زمینه‌ای دارد
Word Forms
جمعheretics

جملات نمونه

burning heretics at the stake.

سوزاندن محرمانهان در آتش.

heretics were burned if they would not recant.

اگر ارتدادگرانی توبه نکنند، سوزانده می شوند.

Heretics were burned at the stake.

محرمانهان در آتش سوزانده شدند.

An apostate from the faith, a heretic or a schismatic incurs a latae sententiae excommunication [...

يك كافر از دين، يك بدعت‌گذار يا يك شكافه‌گر مشمول تكليف تبعيد مي‌شود [...

He was labeled a heretic for his unconventional beliefs.

او به دلیل باورهای غیرمتعارفش، محرمانه شناخته شد.

The heretic was excommunicated from the church.

محرمانه از کلیسا طرد شد.

She was accused of being a heretic by the religious authorities.

او به دلیل محرمانه بودن توسط مقامات مذهبی متهم شد.

The heretic's ideas challenged the established norms.

ایده‌های محرمانه، هنجارهای تثبیت شده را به چالش کشیدند.

His writings were considered heretical by the conservative scholars.

نوشته‌های او توسط دانشمندان محافظه‌کارانه محرمانه تلقی می‌شدند.

The heretic faced persecution for his beliefs.

محرمانه به دلیل باورهای خود مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

The heretic was burned at the stake for refusing to recant.

محرمانه به دلیل امتناع از پس گرفتن، در آتش سوزانده شد.

Being labeled a heretic in medieval times could lead to severe consequences.

برچسب خوردن به عنوان محرمانه در دوران قرون وسطی می تواند منجر به عواقب جدی شود.

The heretic's teachings were considered dangerous by the authorities.

آموزه‌های محرمانه توسط مقامات خطرناک تلقی می‌شدند.

Many famous scientists were once considered heretics for their revolutionary ideas.

بسیاری از دانشمندان مشهور زمانی به دلیل ایده های انقلابی خود محرمانه تلقی می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید