a devotee of the ballet
طرفدار باله
a devotee of sports.
طرفدار ورزشها.
a devotee of Lewis Carroll.
طرفدار لوئیس کارول.
I’m a great devotee of jazz.
من یک طرفدار بزرگ جاز هستم.
devotees thronged the temple.
شیفتگان در معبد ازدحام شده بودند.
It has been dubbed the “miracle chapati” by Bangalore parish priest George Jacob.Father Jacob, who has put it in a glass case, said: “Devotees feel blessed on witnessing it.
جرج جیکب، کشیش پارش بنگالور، آن را «چاپاتی معجزه آسا» نامیده است. پدر جیکب که آن را در یک جعبه شیشهای قرار داده است، گفت: «زائران با دیدن آن خود را خوشبخت احساس میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید