hunches

[ایالات متحده]/hʌnʧɪz/
[بریتانیا]/hʌnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل هانچ؛ احساسات شهودی یا پیش‌گویی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

trust your hunches

به غرایض خود اعتماد کنید

follow your hunches

به غرایض خود عمل کنید

gut hunches matter

غرایض گوارا مهم هستند

hunches can guide

غرایض می توانند راهنمایی کنند

hunches lead decisions

غرایض تصمیم گیری را هدایت می کنند

hunches over facts

غرایض بر حقایق

hunches and instincts

غرایض و غرایز

hunches reveal truths

غرایض حقایق را آشکار می کنند

hunches suggest actions

غرایض اقدامات را پیشنهاد می کنند

hunches indicate risks

غرایض خطرات را نشان می دهند

جملات نمونه

she has a hunch that something good is going to happen.

او حدس می‌زند که اتفاق خوبی خواهد افتاد.

his hunches about the stock market often prove to be correct.

حدس‌های او در مورد بازار سهام اغلب درست از آب در می‌آیند.

trust your hunches when making important decisions.

هنگام اتخاذ تصمیمات مهم به غرایض خود اعتماد کنید.

she followed her hunches and ended up finding the lost dog.

او به غرایض خود عمل کرد و در نهایت سگ گمشده را پیدا کرد.

his hunches about people's intentions are usually spot on.

حدس‌های او در مورد قصد و نیت مردم معمولاً درست است.

sometimes, your hunches can guide you better than logic.

گاهی اوقات، غرایض شما می‌توانند شما را بهتر از منطق راهنمایی کنند.

she had a hunch that her friend was hiding something.

او حدس زد که دوستش چیزی را پنهان می‌کند.

his hunch about the weather turned out to be right.

حدس او در مورد هوا درست از آب در آمد.

trusting your hunches can lead to surprising outcomes.

اعتماد به غرایض شما می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

she often relies on her hunches when choosing a restaurant.

او اغلب هنگام انتخاب رستوران به غرایض خود اعتماد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید