certainties

[ایالات متحده]/sɜːtənˈtiːz/
[بریتانیا]/sərtənˈtiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که قطعاً درست یا مسلم هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

absolute certainties

قطعیت‌های مطلق

known certainties

قطعیت‌های شناخته شده

future certainties

قطعیت‌های آینده

few certainties

چند قطعیت

personal certainties

قطعیت‌های شخصی

scientific certainties

قطعیت‌های علمی

life certainties

قطعیت‌های زندگی

universal certainties

قطعیت‌های جهانی

social certainties

قطعیت‌های اجتماعی

mathematical certainties

قطعیت‌های ریاضی

جملات نمونه

in life, there are few certainties.

در زندگی، اطمینان‌های کمی وجود دارد.

one of the certainties of life is change.

یکی از اطمینان‌های زندگی، تغییر است.

we seek certainties in uncertain times.

ما اطمینان را در زمان‌های نامطمئن جستجو می‌کنیم.

there are certainties that guide our decisions.

اطمینان‌هایی وجود دارند که تصمیمات ما را هدایت می‌کنند.

certainties can provide a sense of security.

اطمینان‌ها می‌توانند احساس امنیت را فراهم کنند.

he found comfort in the certainties of routine.

او در اطمینان‌های روتین آرامش یافت.

life is full of uncertainties, but some certainties remain.

زندگی پر از ابهام است، اما برخی از اطمینان‌ها باقی می‌مانند.

we must embrace the certainties we have.

ما باید اطمینان‌هایی که داریم را بپذیریم.

certainties can often be misleading.

اطمینان‌ها اغلب می‌توانند گمراه کننده باشند.

finding certainties in science is essential.

یافتن اطمینان در علم ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید