incidents

[ایالات متحده]/ˈɪnsɪdənts/
[بریتانیا]/ˈɪnsɪdənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وقوعات یا رویدادها، به ویژه آنهایی که غیرمعمول یا قابل توجه هستند؛ رویدادها یا اپیزودهای جزئی؛ اقدامات خصمانه یا درگیری‌ها؛ اختلالات یا شورش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

recent incidents

واقعه‌های اخیر

serious incidents

واقعه‌های جدی

multiple incidents

واقعه‌های متعدد

safety incidents

واقعه‌های ایمنی

minor incidents

واقعه‌های جزئی

unreported incidents

واقعه‌های گزارش‌نشده

past incidents

واقعه‌های گذشته

emergency incidents

واقعه‌های اضطراری

local incidents

واقعه‌های محلی

isolated incidents

واقعه‌های جدا افتاده

جملات نمونه

there were several incidents reported last night.

شب گذشته چندین مورد حادثه گزارش شد.

we need to investigate the incidents thoroughly.

ما باید این حوادث را به طور کامل بررسی کنیم.

incidents of theft have increased in the area.

سرقت در این منطقه افزایش یافته است.

she documented all the incidents in her journal.

او تمام حوادث را در دفترچه یادداشت خود ثبت کرد.

the police are looking into the recent incidents.

پلیس در حال بررسی حوادث اخیر است.

there were multiple incidents during the festival.

در طول جشنواره چندین مورد حادثه رخ داد.

he was involved in several incidents last year.

او سال گذشته در چندین مورد حادثه دخیل بود.

incidents of bullying should be reported immediately.

حوادث قلدری باید فوراً گزارش شود.

they are working to prevent future incidents.

آنها در تلاشند تا از وقوع حوادث آینده جلوگیری کنند.

witnesses described the incidents in detail.

شهود حوادث را با جزئیات توصیف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید