| جمع | innovators |
Steve Jobs was a visionary innovator in the technology industry.
استیو جابز یک نوآور و پیشرو با دیدگاهی در صنعت فناوری بود.
Elon Musk is known as a serial innovator, constantly pushing the boundaries of technology.
ایلون ماسک به عنوان یک نوآور زنجیرهای شناخته میشود که دائماً مرزهای فناوری را گسترش میدهد.
The company prides itself on being an innovator in sustainable practices.
این شرکت به داشتن نوآوری در عملکردهای پایدار افتخار میکند.
An innovator must be willing to take risks and challenge the status quo.
یک نوآور باید حاضر باشد ریسک کند و وضعیت موجود را به چالش بکشد.
She is regarded as an innovator in the field of fashion design.
او به عنوان یک نوآور در زمینه طراحی مد در نظر گرفته میشود.
Innovators often face resistance from those who are resistant to change.
نوآوران اغلب با مقاومت از سوی کسانی که در برابر تغییر مقاوم هستند، روبرو میشوند.
The innovator's new product revolutionized the industry.
محصول جدید نوآور صنعت را متحول کرد.
To succeed as an innovator, one must have a combination of creativity and determination.
برای موفقیت به عنوان یک نوآور، فرد باید ترکیبی از خلاقیت و اراده داشته باشد.
The company's success can be attributed to its culture of embracing innovators.
میتوان موفقیت شرکت را به فرهنگ استقبال از نوآوران نسبت داد.
As an innovator, he is always looking for ways to improve existing processes.
به عنوان یک نوآور، او همیشه به دنبال راههایی برای بهبود فرآیندهای موجود است.
Steve Jobs was a visionary innovator in the technology industry.
استیو جابز یک نوآور و پیشرو با دیدگاهی در صنعت فناوری بود.
Elon Musk is known as a serial innovator, constantly pushing the boundaries of technology.
ایلون ماسک به عنوان یک نوآور زنجیرهای شناخته میشود که دائماً مرزهای فناوری را گسترش میدهد.
The company prides itself on being an innovator in sustainable practices.
این شرکت به داشتن نوآوری در عملکردهای پایدار افتخار میکند.
An innovator must be willing to take risks and challenge the status quo.
یک نوآور باید حاضر باشد ریسک کند و وضعیت موجود را به چالش بکشد.
She is regarded as an innovator in the field of fashion design.
او به عنوان یک نوآور در زمینه طراحی مد در نظر گرفته میشود.
Innovators often face resistance from those who are resistant to change.
نوآوران اغلب با مقاومت از سوی کسانی که در برابر تغییر مقاوم هستند، روبرو میشوند.
The innovator's new product revolutionized the industry.
محصول جدید نوآور صنعت را متحول کرد.
To succeed as an innovator, one must have a combination of creativity and determination.
برای موفقیت به عنوان یک نوآور، فرد باید ترکیبی از خلاقیت و اراده داشته باشد.
The company's success can be attributed to its culture of embracing innovators.
میتوان موفقیت شرکت را به فرهنگ استقبال از نوآوران نسبت داد.
As an innovator, he is always looking for ways to improve existing processes.
به عنوان یک نوآور، او همیشه به دنبال راههایی برای بهبود فرآیندهای موجود است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید