leavings

[ایالات متحده]/ˈliːvɪŋz/
[بریتانیا]/ˈliːvɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باقیات یا رسوبات؛ مواد باقی‌مانده

عبارات و ترکیب‌ها

animal leavings

ضایعات حیوانات

plant leavings

ضایعات گیاهی

food leavings

ضایعات غذایی

nature's leavings

ضایعات طبیعت

human leavings

ضایعات انسانی

forest leavings

ضایعات جنگل

garden leavings

ضایعات باغ

kitchen leavings

ضایعات آشپزخانه

field leavings

ضایعات مزرعه

waste leavings

ضایعات زائد

جملات نمونه

after dinner, the leavings were cleared away.

بعد از شام، باقی‌مانده‌ها پاکسازی شدند.

the leavings of the meal were composted.

باقی‌مانده‌های غذا کمپوست شدند.

she found leavings of food on the table.

او باقی‌مانده غذا را روی میز پیدا کرد.

the leavings of the party were scattered everywhere.

باقی‌مانده‌های مهمانی همه جا پراکنده بودند.

he always leaves the leavings for the dog.

او همیشه باقی‌مانده‌ها را برای سگ نگه می‌دارد.

the leavings from the feast were too much to handle.

باقی‌مانده‌های جشن آنقدر زیاد بودند که نمی‌شد با آن‌ها کنار آمد.

they decided to donate the leavings to a local shelter.

آنها تصمیم گرفتند باقی‌مانده‌ها را به یک پناهگاه محلی اهدا کنند.

the leavings of the harvest were stored for winter.

باقی‌مانده‌های برداشت برای زمستان ذخیره شدند.

she carefully packed the leavings for lunch the next day.

او با دقت باقی‌مانده‌ها را برای ناهار روز بعد بسته‌بندی کرد.

it's important to manage the leavings to reduce waste.

مدیریت باقی‌مانده‌ها برای کاهش ضایعات مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید