maidens

[ایالات متحده]/ˈmeɪdnz/
[بریتانیا]/ˈmeɪdnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنان جوان مجرد؛ باکره‌ها؛ دختران جوان؛ یک تحویل بدون امتیاز در کریکت

عبارات و ترکیب‌ها

fair maidens

حوریان زیبا

damsels and maidens

بانوان و دوشیزگان

maidens of honor

دوشیزگان افتخاری

young maidens

دوشیزگان جوان

maidens' dance

رقص دوشیزگان

brave maidens

دوشیزگان شجاع

maidens' tale

داستان دوشیزگان

maidens' plight

مشکلات دوشیزگان

maidens in waiting

دوشیزگان منتظر

lost maidens

دوشیزگان گم شده

جملات نمونه

in the village, the maidens often gather to sing and dance.

در روستا، دختران اغلب برای آواز خواندن و رقصیدن جمع می شوند.

the maidens wore beautiful dresses for the festival.

دختران لباس های زیبا برای جشنواره پوشیدند.

legend speaks of maidens who could communicate with the spirits.

افسانه از دخترانی می گوید که می توانستند با ارواح ارتباط برقرار کنند.

the maidens were tasked with gathering flowers for the ceremony.

وظیفه جمع آوری گل برای مراسم به دختران محول شده بود.

maidens from different clans participated in the competition.

دخترانی از قبیله های مختلف در مسابقه شرکت کردند.

in fairy tales, maidens often find their true love.

در داستان های پریان، دختران اغلب عشق واقعی خود را پیدا می کنند.

the maidens practiced their skills in the art of weaving.

دختران مهارت های خود را در هنر بافت تمرین می کردند.

many stories feature maidens who embark on adventurous journeys.

داستان های زیادی وجود دارد که در آنها دخترانی که به سفرهای ماجراجویانه می روند به تصویر کشیده شده اند.

the festival celebrated the grace and beauty of the maidens.

جشنواره از ظرافت و زیبایی دختران تجلیل کرد.

in ancient times, maidens were often seen as symbols of purity.

در زمان های قدیم، دختران اغلب به عنوان نمادهای پاکی دیده می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید