militia

[ایالات متحده]/məˈlɪʃə/
[بریتانیا]/məˈlɪʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازمان غیرنظامی آموزش‌دیده به عنوان نیروی نظامی، شبه‌نظامی
Word Forms
جمعmilitias

جملات نمونه

the militia descended on Rye.

گارد شهری به ری حمله کرد.

There’s a building guarded by the local militia at the corner of the street.

ساختمانی در گوشه خیابان وجود دارد که توسط شبه نظامیان محلی محافظت می‌شود.

the other militias had disarmed by the agreed deadline.

سایر شبه نظامیان تا مهلت مقرر خلع سلاح شده بودند.

fighting between the militias torpedoed peace talks.

درگیری بین شبه‌نظامی‌ها مذاکرات صلح را به بن‌بست کشاند.

The militia succeeded in ambushing the invading enemy soldiers.

شبه نظامیان موفق به کمین سربازان دشمن مهاجم شدند.

The militia is / are sometimes used for dealing with riots.

گاهی اوقات شبه‌نظامیان برای مقابله با شورش‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.

The pikeman is a staple of the late Medieval army, and the arms of militia mirror those of professional soldiers.

پیاده‌نظام یک جزء اساسی ارتش‌های اواخر قرون وسطی است و سلاح‌های شبه‌نظامیان مشابه سلاح‌های سربازان حرفه‌ای است.

Our militia fired off volley after volley from anti-aircraft artillery.

شبه‌نظامیان ما آتش سنگینی از توپ‌های ضدهوایی به سمت دشمن شلیک کردند.

The militia had called a strike to protest against alleged atrocities by the police against local tribespeople.

گروه شبه نظامی برای اعتراض به خشونت های ادعایی پلیس علیه قبایل محلی، دست به اعتصاب زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید