occultist

[ایالات متحده]/əˈkʌltɪst/
[بریتانیا]/əˈkʌltɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به مطالعه یا تمرین علوم غیبی، از جمله جادو و هنرهای عرفانی می‌پردازد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

occultist practices

شیوه های عرفانی

occultist rituals

آیین‌های عرفانی

occultist beliefs

باورهای عرفانی

occultist symbols

نمادهای عرفانی

occultist knowledge

دانش عرفانی

occultist community

جامعه عرفانی

occultist traditions

اصول عرفانی

occultist arts

هنرهای عرفانی

occultist lore

افسانه های عرفانی

جملات نمونه

the occultist revealed secrets of the universe.

رازهای جهان را توسط یک فتیشگر آشکار شد.

many people are fascinated by the occultist's practices.

بسیاری از مردم مجذوب روش های یک فتیشگر هستند.

the occultist held a workshop on ancient rituals.

یک فتیشگر یک کارگاه در مورد آیین های باستانی برگزار کرد.

she consulted an occultist for guidance.

او برای راهنمایی با یک فتیشگر مشورت کرد.

the occultist's predictions intrigued the audience.

پیش بینی های یک فتیشگر مخاطبان را مجذوب خود کرد.

he became an occultist after years of study.

او پس از سال ها مطالعه به یک فتیشگر تبدیل شد.

the occultist used tarot cards in her readings.

فتیشگر از کارت های تاروت در پیشگویی های خود استفاده کرد.

many consider the occultist's work to be controversial.

بسیاری کار یک فتیشگر را بحث برانگیز می دانند.

the occultist's book became a bestseller.

کتاب فتیشگر به یک پرفروش تبدیل شد.

she wanted to learn the ways of the occultist.

او می خواست روش های یک فتیشگر را یاد بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید